ثانياً : براى حفظ و توسعهء محيط ايمان و جامعهء معارف دينى ، به دعوت و هدايت جوامع ديگر بپردازند ، چنانكه رسول اكرم صلى الله عليه و آله نيز - به حسب امر الهى - همين رويه را براى خود و پيروان خود انتخاب فرموده و اعلام كرد :
« قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي »
و امثال اين آيه ، علاوه بر اطلاقاتى نظير
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ »
كه در قرآن شريف بسيار است .
گذشتگان علماى شيعه نيز جز اين ، سيرتى نداشتند ، و در نشر كلمهء حق و ابلاغ دعوت اسلام ، و اتمام حجّت دين ، تا آنجا كه مىتوانستهاند فروگزارى نكردهاند . و حرف حق خود را به گوش خاص و عام رسانيده ، و از تماس گرفتن باهيچ طبقهاى از طبقات ، حتى اولياى دولت و رجال سياست و اهل غنى و ثروت و ساير اهل دنيا اجتناب ننمودهاند .
خوب است معترض محترم ، خصوصاً به تاريخ حيات شيخ صدوق و شيخ مفيد و سيدمرتضى و خواجه نصيرطوسى و علامهء حلّى و محقّق كركى و ميرداماد و شيخ بهايى و علامهء مجلسى و امثال آنها مراجعه نمايد .
راستى يك نفر مسلمان واقعبين كه كم و بيش به مذاق قرآن و حديث آشنايى داشته و آياتى مانند :
« وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ »
« وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً »
، تلاوت كرده باشد ، به چه عنوانى مىتواند مهر خاموشى بر لب زده و از اظهار كلمهء حق و بيان آنچه از معارف الهيه فهميده ، خوددارى نموده و سرباز زند ، و يك عده مبلغين بيگانه يا مستشرقين يا معارضين و معترضين كتابى ، يا مادى را ، كه با قيافهء مناظره يا زبان استيضاح يا طعن و سخريه پيش مىآيند ، به عذر اينكه ريشهء سياسى داشته و واقعاً طالب حق نيستند ، عقب راند ؟
يا جمعى از مسلمين را كه به اسلام منتسبند ، در هر قيافه و سيمايى بوده و هر شغل