آسودگى و بى رودربايستى خالى كند و شايد هم خواسته باشد در دفاعى كه به عقيدهء خودش از مقدسات دينى مىكند ، اخلاص عمل را به دست آورده و ريا و سمعهاى به كار نبرده باشد !
به هرحال ، ما در اين مقال ، از قسمتهاى خطابى و حماسى آن نامه صرفنظر كرده ، و تنها به بخش اعتراضات وى پرداخته و اشكالات را در جاهايى كه بسيار مفصّل است به تلخيص عبارت ، و در جاهايى كه نسبتاً مختصر است با عين عبارت نقل نموده ، و در اطراف آنها به بحث مىپردازيم ، و درعين حال از مساعى معترض ناشناس خود و قدمى كه در راه بحث و كنجكاوى برداشته سپاسگزاريم .
1 . تماس با خارجىها براى معرفى دين
معترض ناشناس ما مىگويد :
سيرهء مرضيهء اسلاف ما ، از فقهاى ربّانى ، اين بوده كه از معاشرت مردم و مصاحبت رجال احتراز جسته و از غير اهل كمال و مؤمنين با تقوا اعتزال اختيار كرده و خلوت گزينند ، و از اولياى ملك و دولت و غنى و ثروت و بالاخره از اهل دنيا دورى جويند .
نبايد با مردم امروز و خصوصاً با امروزىها كه سراپا فاسدند و غرضى جز هدم اساس دين ندارند تماس گرفت ، نبايد گول وعدههاى بى سر و ته آنها را خورده ، و به كمك و مساعدت دينى آنها اميدوار بود ، و از اينگونه نظريه كه در نشريهء « شيعه » است سخن به ميان آورد .
اميد را به خدايى بايد بست كه وعدهء حفظ و حراست دين خود را داده و در كلام خود مىفرمايد :
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »
.
ما چرا چشم كمك و همراهى از امام زمان ( عج ) نداشته باشيم ، ما چرا شكوه به او نبريم و دست به دامن او نشويم ؟