تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤

پاسخ :

ترديد نيست كه سلف صالح و اخيار علماى ما ، با شعار تقواى خود از جهان فسق و فجور دورى جسته ، معاشرت خود را با اهل صلاح و ارباب سداد منحصر مىساختند ، ولى در عين حال نبايد « معاشرت » را با « دعوت » خلط نمود ، و محيط حيات روزانه را به جاى محيط تعليم و تربيت و بحث و كنجكاوى گرفت . سلف صالح ما كه ما به آنها به نظر احترام مىنگريم ، اگر سيرتشان مرضى و روششان قابل تقديس بود ، از اين راه بود كه بر سيرت نبى اكرم صلى الله عليه و آله و اهل‌بيت گرامى او عليهم السلام تطبيق داشت . رسول اكرم صلى الله عليه و آله با همهء طبقات تماس مىگرفت ، حتى با ابىجهل و وليدها كه به نص قرآن كريم دعوت او در قلوبشان تأثيرى نداشت و به مفاد آيهء كريمه :
« إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ »
مارك گمراهى و كفر به پيشانيشان زده شده بود . آرى ، مسئلهء هدايت اهل استعداد و دست‌گيرى از آنان ، كه اميد نجات برايشان مىرفت ، تنها هدف اسلام نبود ، بلكه اتمام حجّت و اعلاى كلمهء حق نيز يكى از مقاصد عاليهء اسلام بود ، و هرگز نبى اكرم صلى الله عليه و آله حاضر نبود كه عليه دين پاكى كه آورده بود هرگونه ياوه‌سرايى و مغلطه‌سازى بشود ، و او به عذر اين‌كه اميد « هدايت » نمىرود ، از احياى كلمهء حق صرف‌نظر كرده ، پاسخ اعتراضاتشان را ندهد ، و افترا و نسبت‌هاى نارواى آنها را رد نكند ، تا گستاخانه هر چه دلشان مىخواهد بگويند . و هم‌چنين اهل بيت گراميش ، از تماس گرفتن با هيچ طبقه‌اى از طبقات مردم ، حتى در مواردى كه جز اتمام حجّت اثرى نداشت احتراز نمىجستند . و هم‌چنين متكلمين و دانشمندان اصحابشان مانند : « هشام بن الحكم » و « ابان بن تغلب » و غير آنها با همهء طبقات ، همه‌گونه تماس علمى و تبليغى داشتند .