مسئلهء ولايت ، ارتباط نبوت و ولايت
طبق آنچه قرآن كريم تشخيص مىدهد ، حيات نوع انسان يك حيات ممتد و دامنهدار بىنهايتى است كه به اين جنب و جوش پنج روزهء دنيوى مقصور نبوده و با مرگ و مير از ميان نمىرود ؛ و انسان - مانند ساير موجودات جهان - به سوى خدا برگشته و براى هميشه زندگى توأم با خوشبختى و با بدبختى خواهد داشت .
اين زندگى دوم كه آن را حيات اخروى مىناميم ، ارتباط كامل با زندگى اول ( زندگى دنيوى ) داشته ، و خوبى و بدى و صلاح و فساد اعمال اين جهان گذران ، در سعادت و شقاوت حيات آن جهان بىپايان ذىدخل مىباشد .
بنابراين ، زندگى اين نشئه بايد به نحوى تنظيم شود كه سعادت هميشگى آن نشئه را تأمين و تضمين نمايد . يعنى انسان قوانين و مقرراتى را كه قابل تطبيق با سعادت آن نشئه بوده باشد ، علماً و عملًا محترم شمرده و در هر دو حال ، انفراد و اجتماع ، مورد رعايت قرار دهد تا به وسيلهء عمل به آنها ، غير از اين حيات مادى دنيوى كه از ميان خواهد رفت ، حيات ديگر معنوى كسب كرده ، و براى روز پسين ذخيره نمايد .
اين معنويت ، مخصوصاً در لسان قرآن « حيات » ناميده شده 108 و حقيقتاً يك واقعيت زندهاى بوده ، و از قبيل مقالات و موقعيتهاى پندارى و قراردادى اجتماعى ، مانند رياست و مالكيت و فرمانفرمايى و نظاير آنها نيست .
البته نظر به اينكه دستگاه آفرينش ، كه انواع موجودات و منجمله انسان را به