تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
خدا وجود فلان چيز را خواست ، پس ايجادش كرد . و چون خدا خواسته بود ، چنين و چنان شد . آرى ، نظر به اين‌كه موجودات امكانى با وجودهاى گوناگون و صفت‌هاى وجودى رنگارنگى كه دارند كاشف از كمالات ذاتى حقّند ، و يك نحو ثبوتى به حسب ريشهء اصلى خود در مقام ذات دارند . اين صفات فعليّه نيز ، كه از آن وجودات منتزعند ، يك نحو ثبوتى به حسب ريشهء اصلى در مقام ذات دارند ، يعنى حقيقتى كه منشأ پيدايش فعل است در مقام ذات مىباشد . و از اين جا بايد متنبّه شد به اين‌كه : همهء اين افعال با اختلافات زيادى كه دارند ، به حسب حقيقت به يك فعل عالم برمىگردند ، و آن ايجاد و آفرينش است ، چنان‌كه كمالات ذاتى حق ، كه منشأ پيدايش آنها هستند - نظر به اطلاق ذاتى كه شرحش گذشت - به يك واقعيت و حقيقت كه هيچ‌گونه كثرت و اختلاف و تغييرى در وى راه ندارد برمىگردند .

9 . موقعيت وجودى جهان آفرينش و بدء و ختم آن

جهان هستى - ماسوى - هرچه باشد ، و هر عظمت و وسعت حيرت‌انگيزى كه داشته باشد ، و هر كثرت و اختلاف و تضاد و تزاحم و تنازعى كه در آن حكمفرمايى نمايد يك واحد بيش نيست ، كه فعل حق بوده و از هر جهتى كه فرض شود چنگ نياز به دامن كبرياى حق زده و كمترين لحظه‌اى - چه در وجود و چه در بقاء - كوچك‌ترين استغنايى از قيمومت وجودى حق سبحانه ندارد و به هر معنا كه براى عالم اول و آخرى فرض و تصور شود ، حق سبحانه ، هم از ناحيهء اول ، و هم از ناحيهء آخر ، به آن محيط مىباشد ، با احاطه‌اى كه به موجب وى وجودش به عالم سبقت جسته ، و هم با عالم معيّت برقرار ساخته ، و هم اوست كه پس از عالم باقى و ثابت است ؛ و اگرنه اين