تاريخ ملل و اقوام و قبايل و افراد نيرومند ، در گذشته و حاضر ، اين حقيقت را مانند آفتاب روشن مىسازد .
اين مسئله را نمىشود سطحى و سرسرى نگريست ، افراد انسان كه براى كسب نيرو جان مىدهند ، پس از موفقيت ، در به كار بردن نيرو اگرچه به ضرر ديگران تمام شود ، مؤمّنى ندارند ، و در اكثر اوقات ، نيروهاى انباشته به ضرر ديگران به كار مىافتد .
و ملل و دولتهايى هم كه در صراط مدنيت قدم مىزنند ، منافع خود را بر منافع ديگران ترجيح داده و در راه كوچكترين نفع خود از بزرگترين ضرر ديگران باك ندارند .
و اگر احياناً ملتى در ميان خود تا حدى رفع اختلاف نموده و با ديگران كارى نداشته باشد ، روش زندگى خود را فقط در راه هدف زندگى مادى كه جزئى از زندگى دامنهدار انسانى است ، اصلاح و تعديل نموده است .
از اينجاست كه قرآن كريم تشخيص مىدهد كه راه به دست آوردن قوانين و دستورات زندگى ( دين به اصطلاح قرآن ) ، تنها راه وحى آسمانى است كه يك حالت شعورى مخصوصى است كه در افرادى به نام انبيا پيدا مىشود .
و گرنه ، انسان در عين حال كه برحسب فطرت خدادادى خوب و بد اعمال را مىفهمد ، نظر به اينكه شعور وى را به سوى اختلاف دعوت مىكند ، ديگر به سوى رفع اختلاف كه نقطهء مقابل دعوت اولى است ، دعوت نخواهد كرد ؛ چنانكه هيچ نيرويى از نيروهاى فعالهء عالم خلاف مقتضاى ذاتى خودش را اقتضا نمىكند 112 .
پس مواد دستورات دينى را تنها از راه نبوت بايد به دست آورد .
دوم ، از جهت اينكه مواد دستورات دينى كه موجب سعادت نامتناهى زندگى انسان مىباشد ، يك سلسله افكار اجتماعى ، از قبيل « بايد » و « نبايد » هستند و طبعاً ارزش آنها بسته به ارتباطى است كه ميان انسان و هدف سعادت وى ( حفظ و ابقاى وجود ) برقرار مىسازند .
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 165
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٦٥