تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
چنان‌كه پيداست ، از اين جهت به طور توقف ، مسئلهء انقسام وجود و واقعيت به دو قسم : « قوه و فعل » ، و هم‌چنين انقسامش به : « قديم و حادث » روشن مىشود . هم‌چنين مسئلهء « واجب الوجود بالذات و واجب الوجود من جميع الجهات » است و مسائل ديگرى از اين قبيل از اين بحث روشن مىگردد .

10 . مسئلهء قضا و قدر

چنان‌كه روشن شد ، جهان آفرينش با همهء پديده‌هاى خود و افعال و آثار آنها ، يك واحد فعل است ، كه از حق سبحانه صادر مىشود . و لازم اين نظر اين است كه همهء افعالى كه در ذيل پديده‌هاى جهانى پيدا شده ، و طبق قانون عليت و معلوليت عمومى ، افعال و اعمال آنها شمرده مىشود ، اين اعمال ، هم از آن حق هستند ، و هم از آن فاعل‌هاى نزديك خودشان ، ولى ، از نقطه نظر طولى نه عرضى . . . . يعنى مثلًا تنفس انسان و سوزانيدن آتش مملوك حق است علىالاطلاق ، و مملوك انسان و آتش است به تمليك حق سبحانه ، و در نتيجه حدود فعل به فاعل نزديكش نسبت داده مىشود نه به حق ، و وجود دادن به فعل حقيقتاً به حق نسبت داده مىشود نه به فاعل نزديك . مثلًا خوردن و آشاميدن و خوابيدن به انسان نسبت داده مىشود نه به حق ، و وجود دادن به اين اعمال موقعى كه شرايط پذيرفتن وجود جمع شد از آن حق است . و از اين‌جا روشن مىشود كه ، حدود و اندازه‌هاى افعال ارتباط مخصوصى با حق سبحانه دارند « مسئلهء قدر » ؛ چنان‌كه ضرورت تحقّق حوادث ، كه مقتضاى قانون عامّ عليّت و معلوليت مىباشد « مسئلهء قضا » ارتباط وجودى به حق سبحانه دارد .