تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
« أسماؤه تعبير و أفعاله تفهيم و ذاته حقيقة و كنهه تفرقة بينه و بين خلقه » . چنان‌كه در قطعات گذشته نيز روشن شد ، حجاب ميان حق ، سبحانه ، و خلق ، همان وجود خلق مىباشد ، و البته معرفت شيىء با وجود حجاب ، بىرفع حجاب ميسور نيست ، و ارتفاع حجاب نيز ، مستلزم از ميان رفتن خود خلق ( عارف ) مىباشد . و اين حقيقت با بهترين لفظى در كلام امام هفتم عليه السلام موجود است . توحيد صدوق : « ليس بينه و بين خلقه ، حجاب غير خلقه ، فقد احتجب به غير حجاب محجوب ، و استتر به غير ستر مستور ، لا إله إلّاهو الكبير المتعال » . البته در اين صورت مباينت و جدايى حق از خلق ، به واسطهء حجاب و حايلى كه در ميان قرار گيرد ، نخواهد بود . و نيز از اين جهت نخواهد بود كه وى در خود ( بدون فصل ) ، ادات و وسيله‌اى براى احتجاب تهيه نمايد ، زيرا ادات و وسيله به نياز و احتياج شهادت مىدهد و فقر و حاجت را در آن‌جا راهى نيست . و نيز جدايى ميان او و خلق به اين كيفيت نخواهد بود كه انتهاى وجود خلق اتّصال داشته باشد به ابتداى وجود وى ، زيرا در اين صورت وجود وى داراى ابتدا مىشود ، در صورتى كه ابتدايى براى وى تعقل ندارد و با هر چيز مقايسه شود ، به وى احاطه داشته ، و در داخلش و خارجش علىالسويّه حاضر خواهد بود . بلكه مباينت و جدايى وى از خلق در انيّت و صفت وجود است ، چنان‌كه در قطعه‌هاى گذشته ذكر شد . نتيجهء اين بيان اين است كه : اولًا : اسماى حق كه بر وى اطلاق مىشوند ، فقط جنبهء تعبير داشته ، يك نحو وسيلهء عبور به سوى ذات مقدّسش هستند ، نه اين‌كه مثل اسماى ساير اشيا با مفهوم خود صاحب اسم را تحديد نموده باشند ، زيرا در ساير اسماء ، صدق هر اسم بر مسماى خودش از آن جهت كه صدق نموده از صدق اسم ديگر مانع است ، چنان‌كه عالم از آن
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 137 | السيد محمدحسين الطباطبائي