اختلاف در آن نيست ، و اختلافات و خصوصيات ، در ناحيهء مخلوقات و مظاهر رحمت است « صمد لا بتبعيض مدد » .
14 . از كلام پيشواى ششم :
واحد صمد ، أزلي صمدي ، لا ظلّ له يمسكه و هو يمسك الأشياء بأظلالها ، عارف بالمجهول ، معروف عند كلّ جاهل ، لا هو فى خلقه ، و لا خلقه فيه ؛ « 1 »
يگانه است و مورد تعلّق هر نياز و حاجت ، صفتى جز مسبوق به عدم نبودن ، و مرجعيت در هر حاجت ندارد ، سايهاى ندارد كه او را گرفته و ملازمش باشد ، در حالى كه او همهء اشيا را با سايههاشان ( حد و اندازهء وجود - ماهيّت ) گرفته و در تحت تسلط خود دارد ، هر مجهولى را مىشناسد ، و پيش هر جاهلى ( مطلقاً ) شناخته شده و معروف است ، نه او در خلق خود مىباشد ( به نحو حلول و اتحاد ) و نه خلق او در وى مىباشند .
در اين قطعه ، چند اصل از اصول مسائل توحيد را بر پايهء وحدانيّت حقهء حق سبحانه استوار ساخته و بيان مىنمايد :
اول اينكه : او حد وجودى ( ماهيّت ) ندارد كه او را مقهور ساخته و تحت ضبط بياورد ، و او همهء اشيا را به واسطهء حدودشان امساك و قبضه كرده ، زيرا وجود او مطلق و بينهايت است و وجود اشيا محدود و متناهى .
دوم : اينكه : او به هر مجهولى عارف ، و نسبت به هر جاهلى معروف است ، زيرا وجود هر مجهولى بىاينكه از وى محجوب بوده باشد با وجود وى قائم و پيش وى مكشوف مىباشد ، و او نيز به واسطهء اطلاق و احاطهء ذاتى كه دارد ، براى همه چيز حاضر و مشهود و غيرمحجوب است .
سوم : اينكه : او به واسطهء اطلاقى كه دارد از خلق خود جدا و از آنها بىنياز است .
هامش
( 1 ) توحيد صدوق