كلمهء « منذ » نمىگذارد اشياء قديم شوند ، و كلمهء « قد » از ازليّت آنها مانع است ، و كلمهء « لولا » آنها را از كامل بودن به كنار داشته .
با همين اشيا ، صانع آنها به عقلها تجلى كرده و با همين اشيا از نگاه كردن هر چشمى ، امتناع ورزيده است .
در حق وى قانون حركت و سكون جارى نيست ؛ و چگونه در حقش جارى خواهد شد ، چيزى كه او خود به جريانش انداخته ، و چگونه به خودش برمىگردد ، چيزى كه او خود ظاهرش كرده ، و چگونه در وى پيدا مىشود ، چيزى كه از خود پيدايش را به وى داده است ، در اين صورت ذاتش ، تفاوت و اختلاف پيدا مىكند ، و كنهش متجزا مىشود ، و حقيقتش از ازليّت امتناع مىورزد .
و البته ، برايش « پس » پيدا خواهد شد وقتى كه برايش « پيش » پيدا شد ، و تماميّت خواهد خواست وقتى كه نقصان همراه وى باشد .
در اين صورت ، علامت مخلوقيّت در وى استوار مىشود ، و دليل مىشود پس از آنكه مدلول عليه بود .
خدايى كه حال به حال نمىشود ، و زوال نمىپذيرد ، و غروب نمىكند ، با سلطنت امتناع خود ، از هر تأثيرى كه غير او در او بكند ، بر كنار است .
و بدرستى كه خداى پاك پس از فناى دنيا برمىگردد ، درحالى كه تنهاست ؛ و هيچ چيزى جز وى با وى نيست چنانكه پيش از ابتداء دنيا بود ، همچنان پس از فناى دنيا خواهد بود ، بىاينكه در آن حال وقتى و مكانى و نه حينى و زمانى بوده باشد .
در آن ظرف همهء سررسيدها و وقتها معدوم شده ، و همهء سالها و ساعتها زايل گرديده ، ديگر چيزى نيست جز خداى واحد قهارى كه برگشت همهء كارها به سوى اوست .
مراد بيان صفات تنزيهى حق سبحانه ، و توضيح يك سلسله صفاتى است كه مستلزم نقص و حاجت بوده ، و لوازم وجودات امكانى هستند مانند اقسام كيفيّت و
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٣٠