تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
چنان‌كه هويّت آب را به واسطهء تجزيه‌اش به اكسيژن و هيدروژن ، به نسبت معيّنى به دست آورند ، و هويّت عدد چهار به واسطهء شناختن « 2 + / 2 » روشن مىشود ، و اين رويّه ، در تركيبات جسمانى ، و در كميّات ، قابل اجراست . ولى در فلسفهء الهى كه اساساً پاى خواص جسمانى و كمى در ميان نبوده و تنها ، سخن در خواص مطلق واقعيت و هستى است ، هرگز اين نوع عمليات را نمىشود پذيرفت . تركيب در يك واقعيت و بزرگى و كوچكى واقعيت‌هاى هستى و ارتباط ميان واقعيت‌ها ، غير از تركيب ، و بزرگى و كوچكى ، و مساوات جسمانى و كمى است . اگر چه ما ، چنان‌كه گفتيم ، اضطراراً اين الفاظ را در هر دو مورد استعمال مىنماييم . ولى اشكال در اين‌جاست كه اين دانشمندان ، به واسطهء كثرت ، يا انحصار اشتغال به بحث‌هاى طبيعى و رياضى ، و بالاخرهء مادى ، و سكوت اين فنون از غير ماده ، ماده را مساوى وجود و واقعيت گرفته ، و در نتيجه ، غير مادى را به كلى نفى كرده‌اند ، و در اثر همين نفى و انكار ، و انحصار وجود به ماديات و جسمانيّات ، خواص عمومى ماده را ، مانند تركّب و تجزّى ، در هر مورد اجرا نموده و به همه‌جا سرايت مىدهند . و بالاتر از همهء اينها ، سرايت دادن نظريهء نسبيّت عمومى است ، حتى به مرحلهء فكر ، و قول به اين‌كه تحوّل و تطوّر كه در محيط ماده حكفرماست ، به واسطهء اين‌كه فكر نيز ، يكى از خواص ماده است ، در عالم ذهن نيز جارى است ، و در نتيجه ، فكر « كلى » و « دايمى » و « ثابت » و « مطلق » محال بوده ، و همهء افكار بدون استثنا ، با يك رشته شرايط مادى و زمانى و مكانى مخصوصى صحيح مىباشد ، با اين‌كه خود اين حكم ( افكار نسبى هستند ) ، ( افكار متحوّل مىباشند ) ، اگر مطلق و ثابت بوده باشد ، ناقض خودشان مىشوند ، و اگر نسبى و متغيّر بوده باشد ، باز فكر مطلق و ثابتى را اثبات مىكنند . و در هر حال ، اين سخنان جنبهء واقع‌بينى درست را از دست افكار گرفته و آنها را به