تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
چگونه ممكن است كه از « دو به علاوهء دو پنج » ، نتيجه گرفته شود ! . . . من در پاسخ نامه ، نظر به اين‌كه دوست نامبرده با مباحث فلسفهء ماوراء الطبيعه آشنايى كامل نداشت ، ديگر به كشف جهات مغالطهء اشكال نپرداخته ، تنها متعرض حل اصلى اشكال شده و نوشتم : البته احاطهء علمى به وجود كوچك‌تر ، موجب احاطهء به بزرگ‌تر نخواهد بود و تعلق معرفت به چيزى ، معرفتى به اندازهء حد وجود آن نتيجه مىدهد . و ما از شناختن ممكن نمىخواهيم ، احاطه به ذات واجبى كه از حيث عظمت ، قابل مقايسه با وجود امكانى نيست ، به دست آوريم ، بلكه حقيقت استدلال اين طور است : وجود ممكن به بيرون از خود احتياج دارد ، و محتاج ، بدون طرف احتياج كه رافع احتياجش بوده باشد ، معناى ندارد ، پس همهء ممكنات ، يعنى عالم ، يك طرف احتياج بيرون از خود دارند و آن خداست . در حقيقت ما از اثبات يك صفت در ممكن ( داراى احتياج بودن ) صفت ديگر ممكن را ( داراى رافع احتياج بودن ) به دست مىآوريم . دوست من در نامهء ديگرى كه پس از دريافت نامهء من اخيراً فرستاده تذكر داده بود كه : « فهم جملهء اخير پاسخ شما براى من كه به اين نوع قياس و استنتاج آشنايى زياد ندارم ، خالى از دشوارى نيست ، و گويا در اين استدلال ، روش تركيبى را معمول داشته‌ايد ، نه روش تحليلى ، و روش تركيبى ، با پيدايش منطق رياضى متروك شده ، و جز « كانت » كسى از فلاسفهء اروپا ، اين طريقه را نمىپيمايد . اگر چنانچه مرحمت فرموده ، اين عقده را بگشاييد ، سپاس‌گزار خواهم بود . . . » . چنان‌كه پيداست ، مراد مستشكل از منطق رياضى و طريقهء تحليل كه ذكر مىكند ، اين است كه براى شناختن جسمى يا كميّتى ، آن را به اجزاى كوچك‌ترى تجزيه نموده و اصول تركيب و هويّت تأليفش را به واسطهء شناختن اجزايش به دست آورند .
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 114 | السيد محمدحسين الطباطبائي