و تازه اين مفاهيم ، پس از پيدايش و جريان ، پاىبند ماده و زمان و مكان بوده ، و از چهار ديوار طبيعت بيرون نيستند .
و از اينجا روشن است ، هنگامى كه پاى بحثهاى فلسفى و خاصه فلسفهء ماوراء الطبيعه كه در كليات جهان هستى بىقيد ماده و طبيعت و در واقعيتهاى بيرون از گردش زمان و مكان بحث مىكند ، به ميان آمده و در اين بخش از معلومات ، به وسيلهء بيان لفظى ، تفاهم برقرار گردد ، چه قيامتى برپا خواهد شد .
صدها و هزارها لفظ ، از قبيل : بزرگى و كوچكى ، دورى و نزديكى ، بالا و پايين ، قوت و ضعف ، وحدت و كثرت ، علت و معلول ، تأثير و تأثر و نظاير اينها داريم كه در خلال بحثهاى فلسفى ، چارهاى جز استعمال آنها نيست ، در حالى كه به حسب عرف و لغت ، مفهومى جز ماده و خواص ماده ندارند .
و از سوى ديگر ، اين بحثهاى فلسفى ، كمترين تماسى با ماده و خواص ماده ندارند و در عين حال حقايق اين معانى در ماوراءالطبيعه هست ، ولى نه به نحوى كه در ماده و خواص ماده مشهودند .
در نتيجهء همين نارسايى بيان لفظى است كه مسائل كلى فلسفى ، براى غير اهل فن ، به هيچوجه ، قابل هضم نبوده و نوعاً پيش متديّنين آنها ، مطالبى كفرآميز ، و پيش غير متديّنين ، يك رشته سخنان واهى و خرافى و خندهدار ، تلقى مىشود و براى متوسطين از اهل فن ، كه كاملًا ورزيده نيستند ، اسباب هزاران اشكال و اشتباه مىباشد .
و آنچه اين اشكال را پيچيدهتر مىسازد ، تراكم مردم اطراف بحثهاى طبيعى و رياضى است كه همه در اطراف ماده چرخ مىزنند !
اين مكاتب ، روش علمى خود را روى حس و تجزيه گذاشتهاند ( و حقاً در علوم همانطور بايد سير كنند ) .
و اين رويه به سوى يك لغزش بسيار عميقى رهبريشان كرده كه از محيط حس و تجربه بيرونند ، از ارزش انداختهاند ، در حالى كه اگر كمترين تأملى نمايند ، خواهند
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١١٢