در علم خداوند گذشت و قلم خشكيد و گذشت تقدير الهى به تحقق يافتن كتاب وتصديق پيامبران و به سعادت از خداوند متعالى براى آنكه ايمان آورد و پروا نمود ، و به شقاوت براى آنكه تكذيب نمود و كفر ورزيد .
و تبديل ناپذيرى و حتميت اين نظام درمرتبهاى ازمراتب وجودش ، با قابل تغيير بودنش درمرتبهء ديگر ، منافاتى ندارد ، زيرا اجمال و تغييرپذيرى از لوازم مرتبهء قوّه وامكان است كه استعدادهاى گوناگونى را در پى دارد ؛ اما مراتب بالاتر از آميختگى با قوه وامكان ، مبرا مىباشد ، و بازگشت همه به سوى خداست .
و اينكه فرمود : « مگر شما عرب نيستيد . . » ، دلالت دارد بر اينكه وجود اعمال از مراتب غيب به مراتب شهادت تنزّل مىكند و پايين مىآيد ، زيرا از روايات استفاده مىشود كه اعمال آدميان ، ابتدا از لوح محفوظ نسخهبردارى مىشود ، و دو ملك آن را به اين جهان مىآورند و سپس آن را به سوى لوح مىبرند و آنگاه با آن مقايسه مىگردد .
در كتاب سعدالسعود نقل است كه :
إِنَّهُما إِذا أَرادَا النُّزُولَ صَباحاً وَ مَساءاً ، نَسِخَ لَهُما إُسْرافيلُ عَمَلَ الْعَبْدِ مِنَ اللَّوْحِ الْمَحْفُوظِ ؛ فَيُعْطيهِما ذلِكَ ؛ فَإِذا صَعَدا صَباحاً وَ مَساءاً بِديوانِ الْعَبْدِ ، قابَلَهُ إِسْرافيلُ بِالنُّسْخَةِ الَّتي نَسِخَ لَهُما حَتَّى يَظْهَرَ إِنَّهُ كانَ كَما نَسِخَ لَهُما ؛ « 1 »
آن دو ملك وقتى در صبح وشام آهنگ فرو آمدن [ بر زمين ] كنند ، اسرافيل عمل بنده را از لوح محفوظ براى آنان نگارد و به آنان دهد ؛ پس هنگامى كه در صبح و شام همراه با نامه عمل بنده ، بالا روند ، اسرافيل آن را با نسخههايى كه براى آنان نوشته بود ، مقايسه كند ، تا روشن شود كه همان گونه است كه او نوشته بود .
درباره ملائكهء نويسندهاى كه واسطهء ميان اسرافيل و آن دو ملكند ، روايات ديگرى
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 5 ، ص 325 ؛ سعد السعود ، ص 226