دارد ؛ و اين موجب اجمال و ترديدى است كه مانع از تعيّن يافتن وجودهاى تام آنها درآن الواح مىگردد . و اين اجمال با اجمالى كه پيش از اين دربارهء مركّب و قلم بيان شد ، تفاوت دارد . در آنجا « اجمال » به معناى بسيط بودن وجود و نهايت صرف وخالص بودن آن است ، بر خلاف اجمال دراين مقام كه به واسطهء نوعى آميختگى با ماده واستعداد مىباشد . از اينجا دانسته مىشود كه اين الواح ، مادى و طبيعىاند ، و اما الواح مثالى و مجرّد را شايسته است آنگونه كه در رسالهء افعال الهى تصوير نموديم ، درنظر گرفت .
كتاب و سنت ، نظير اين محو واثبات را در نامهء اعمال نيز به اثبات رسانده است ، مانند : محو كارهاى ناشايست ، اثبات كارهاى شايسته ، باطل شدن اعمال دراثر پارهاى از گناهان و خطاها ، آمرزش وشفاعت . واللَّه اعلم .
آسمانها و زمين
آيات قرآن و روايات معصومين عليهم السلام مملوّ از ذكر « آسمانها و زمين » است ؛ و از آنها چنين استفاده مىشود كه : در دار هستى ، هفت آسمان وجود دارد ، و آسمان دنيا ( آسمان نزديكتر و يا پستتر ) همان آسمانى است كه اين ستارههاى محسوس درآن ، شناورند ؛ و كهكشان ، دستگيره آسمان است ، گويا گلوگاه كيسه است كه سرآن را جمع مىكند ؛ و اين فضا ، جمع و متراكم است ، و در جهان ، هفت زمين وجود دارد كه درقرآن ارجمند از آن ياد شده است در آنجا كه فرمود :
« وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ »
« 1 » يكى از آنها زمين ماست ، و ما از زمين هستيم ؛ و زمين در جوّ است و گسترده وپهن مىباشد ، وجودش به يكباره نبوده ونوعى حركت دارد ؛ و دردارهستى عالمهاى فراوانى است كه به شمار نيايد ، تعداد فراوانى از آنها نابود شدهاند وشمارزيادى از
هامش
( 1 ) . طلاق ، آيه 12