تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل توحيدى ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
مثال‌ها تنزّل يافته است ، معانىاى وراى اين مفاهيم دارد ، البته سنخيت و تناسبى كه بايد ميان مثال و ممثّل ( / حقيقتى كه در قالب مثال بيان شده است ) وجود داشته باشد ، دراين موارد نيز به ناچار وجود دارد . به هرحال ، اگر به آنچه ميان خودمان جريان دارد بازگرديم ، خواهيم ديد كه مركّب و قلم ولوح ، نزد ما براى حفظ اشاره به موجودات خارجى در لابه‌لاى خطوط و نقش‌ها ، معتبر مىباشد . و به يك بيان مجازى ، وجود نزد مردم سه مرتبه دارد : وجود خارجى ، وجود ذهنى و وجود كتبى . و هريك از اين مراتب سه گانه از مرتبهء پيش از خود حكايت مىكند ؛ و وقايع نگارش يافته ، در قلم به طور اجمال و در لوح ، مفصّل تحقق دارند ؛ و اگر دقيق‌تر نظر شود ، بايدگفت : اجمال و تفصيل ، هردو در مركّب است ، و قلم نگاه‌دار اجمال آن و افاضه كننده تفصيل آن مىباشد . حال كه ثابت گشت در دار هستى ، مركّب و قلم و لوح ، نوشته‌اى است كه نظام وجود درآن مىباشد ، قلم مرتبه‌اى ازمراتب وجود خواهد بود كه موجودات به صورت اجمال و بساطت در آن تحقق دارند و وجود تفصيلى آنها را افاضه مىكنند ؛ ولوح مرتبهء ديگرى است كه ظرف وجود تفصيلى اشيا مىباشد ؛ و مركب مرتبه‌اى است كه اجمال و تفصيل ، هردو درآن ثابت مىباشد ، و اين همان وجودى است كه برمادون اسماء گسترش يافته است . و اين مراتب ، چون وجودشان مجرد است و بيش از يك نوع در آن تحقق دارد ، بنابر آنچه درمحل خود بيان شده است ، توأم با حيات و علم خواهند بود . حال اگر مراتب لحاظ شوند ، به نحوى باعرش متحد خواهند بود ؛ و اگر حدود و ماهيات ، لحاظ شوند ، سه فرشته خواهند بود . روايتى كه علىبن ابراهيم قمى در ذيل آيه :
« بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ * فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ »
« 1 » نقل كرده است به معناى اول اشاره دارد . امام عليه السلام دراين روايت فرمود :
هامش
( 1 ) . بروج ، آيات 21 - 22
رسائل توحيدى ( فارسى ) — صفحة 202 | السيد محمدحسين الطباطبائي