تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل توحيدى ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
زمين و آنچه را ميان آنهاست جز به حق و جز در وقت معين نيافريده‌ايم ) و فرمود :
« لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ »
« 1 » ( براى هر وقتى نوشته‌اى است ) ، اين آيات بيان‌گر آن است كه هر موجودى از موجودات يك كتاب مخصوص به خود دارد ؛ سپس فرمود :
« هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ »
« 2 » اين كتاب ماست كه به حق بر شما سخن مىگويد ، همانا ما آنچه را انجام مىداديد ، استنساخ مىكرديم . پس بيان نمود كه اعمال آنان به گونه « استنساخ » از ام‌ّالكتاب است و كتاب‌هاى ديگر فروعى هستند كه از آن گرفته شده اند ، و اين همان فروآمدن موجودات از مرحلهء « غيب » به مرتبه « شهادت » مىباشد . اين بود بحث درباره كتاب‌ها و الواح . خداوند سبحان بدين وسيله براى ما بيان نمود كه ميان او و ديگر موجودات چيزى است به‌سان نوشته‌اى كه پادشاه مىنگارد تا مرجعى باشد براى صدور احكام كشورش ، و برنامه‌اى باشد براى امور اجرايى گوناگون درصحنه عمل ؛ بنابراين ، در آن‌جا چيزى است كه به منزلهء مركّب و قلم و كتاب مىباشد . در قرآن كريم ازمركّب و قلم سخنى نرفته است مگر در آيه :
« ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ »
« 3 » ( سوگند به قلم و آنچه نويسند ) . بنابر آنچه درتفسير آن وارد شده است ، و آيه :
« الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ »
« 4 » ( آن خدايى كه با قلم بياموخت ، و به آدم آنچه را نمىدانست تعليم داد ) . وشايد اين به سبب آن است كه مركّب و قلم به شدت جنبه طريقى نسبت به مطالب
هامش
( 1 ) . رعد ، آيهء 38 ( 2 ) . جاثيه ، آيهء 29 ( 3 ) . قلم ، آيهء 1 ( 4 ) . علق ، آيات 4 - 5