وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ »
« 1 »
و خزائن غيب نزد خداست ، كسى جز خدا برآن آگاه نيست ، و نيز آنچه در خشكى و درياست ، همه را مىداند ، و هيچ برگى از درخت نيفتد مگر آنكه او آگاه است ، و هيچ دانهاى در زير تاريكىهاى زمين ، و هيچ تر و خشكى نيست جز آنكه دركتاب مبين ، مسطوراست .
و فرمود :
« وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها كُلٌّ فِي كِتابٍ مُبِينٍ »
« 2 »
هيچ جنبدهاى در زمين نيست جز آنكه روزىاش بر خداست ، و خداوند قرارگاه و آرامشگاه او را مىداند ، و همه احوال خلق دردفتر علم ازلى خدا ، ثبت است .
در اين آيات ، خداوند سبحان ، علم خودش را با كتاب درهم آميخت ، تا بيان كند كه علم او عين كتابى است كه آشكار مىباشد ؛ و فرمود :
« وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ »
« 3 » ( و ماهمه چيز را درپيشوايى آشكار به شماره آورديم . ) سبك وسياق اين آيات بيانگر آن است كه اين علم ، به امور جزيى شخصى تعلق گرفته است ، پس اگر نگارش حقائق دراين كتاب ، بهسان كتابهاى متعارف درميان ما به وسيلهء خطوط باشد ، اين كتاب تنها حاوى مفاهيم كه يك سرى كليات است ، خواهد بود ، نه جزئيات ، زيرا مفهوم حتى درصورت مقيد شدن به هر تعينى ، قابليت آن را دارد كه برمصاديق متعدد منطبق گردد ، آيهء ذيل به آنچه گفتيم ، اشاره دارد :
« أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى
هامش
( 1 ) . انعام ، آيه 59
( 2 ) . هود ، آيهء 6
( 3 ) . يس ، آيهء 12