تفكر ؛ و ارادهء خداوند چگونگى ندارد ، چنانكه ذات او چگونگى ندارد .
در مورد اينكه اراده از صفات فعل مىباشد روايات فراوانى كه شايد به تواتر برسند ، وارد شده است .
كلمه و كلام :
« كلام » و « كلمه » عبارت است از يك معناى كامل از آن جهت كه با لفظ يا ديگر وسايل فهماندن ، برآن دلالت مىشود ؛ و از اين رو درقرآن به شكلهاى گوناگونى آمده است . خداوند فرمايد :
« وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً »
« 1 » ( و خداوند با موسى سخن گفت ) . و فرمايد :
« وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ »
« 2 » ( و دستهايشان با ما سخن گويند ) .
و فرمايد :
« وَ كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحابُ النَّارِ »
« 3 » ( و همين گونه وعدهء خداى تو بركافران محقق وحتم است كه آنها همه ، اهل دوزخ هستند ) و نيز فرمايد :
« وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ »
« 4 » ( عيسىبن مريم كلمهء الهى و روحى از عالم الوهيت است كه سوى مريم فرستاد ) و آيات ديگر . به طور كلى ، هستى پديد آمده از خداوند سبحان چون از ويژگىهاى صفات خداوند كه واسطهء در آفرينش آن مىباشد ، و يا از هدفى كه خداوند از ايجاد آن داشته است خبر مىدهد ، برمراد و آنچه در ضمير است دلالت مىكند ، درنتيجه آن هستى كلمه يا كلام وحديث وقول و مانند آن خواهد بود ؛ بنابراين كلمهء خداوند و كلام او چيزى نيست مگر فعل وايجاد كه همان وجود است .
شيخ طوسى رحمه الله در امالى از ابى بصير نقل مىكند كه امام صادق عليه السلام فرمود :
لَمْ يَزَلِ اللَّهُ - جَلَّ اسْمُهُ - عالِماً بِذاتِهِ وَ لا مَعْلُومَ ، وَ لَمْ يَزَلْ قادِراً بِذاتِهِ وَلامَقْدُورَ .
قُلْتُ : جُعِلْتُ فِداكَ فَلَمْ يَزَلْ مَتَكَلِّماً قالَ : الْكَلامُ مُحْدَثٌ . كانَ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ -
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 164
( 2 ) . يس ، آيه 65
( 3 ) . غافر ، آيهء 6
( 4 ) . نساء ، آيهء 171