فضل گفت : پس رهايند ؟ امام فرمود : خداوند حكيمتر از آن است كه بندهاش را رها كند و به خودش واگذار نمايد .
محتواى روايات اين بخش ، متواتر است ، و به چند مضمون برمىگردد كه نمونهاى از هريك را در اينجا آورديم . دراين روايات ، ائمه عليهم السلام به دو شيوه استدلال نموده اند :
يكى استدلال به اقتضاى اسماء و صفات خداوند ، مانند : رحمت ، عزت ، كرامت ، عدالت وقهر ، و همچنين به قضاء و قدر ؛ و ديگر استدلال به حسن و قبح و امور ديگرى كه عقل و روش عقلاء اقتضاى آن را دارد . در بعضى از روايات نيز سكوت كردهاند ، مانند روايتى كه صدوق رحمه الله در توحيد از مهزم نقل كرده است كه امام صادق عليه السلام فرمود :
اخْبِرْني عَمَّا اخْتَلَفَ فيهِ مَنْ خَلَّفْتَ مِنْ مَوالينا . قالَ : قُلْتُ : فِي الْجَبْرِ وَالْتَّفْويضِ .
قالَ : فَسَلْني . قُلْتُ : أَجْبَرَ اللَّهُ الْعِبادَ عَلَى الْمَعاصي ؟ قالَ : اللَّهُ أَقْهَرُ لَهُمْ مِنْ ذلِكَ .
قالَ : قُلْتُ : فَفَوَّضَ إِلَيْهم ؟ قالَ : اللَّهُ أَقْدَرُ عَلَيْهِمْ مِنْ ذلِكَ . قالَ : قُلْتُ : فَأَيُّ شَيءٍ هذا أَصْلَحَكَ اللَّهُ ؟ قالَ : فَقَلَّبَ يَدَهُ مَرَّتَيْنِ أَوْ ثَلاثاً ، ثُمَّ قالَ : لَوْ اجَبْتُكَ فيهِ لَكَفَرْتَ ؛ « 1 »
از امور مورد اختلاف شيعيانى كه پشت سرنهادى ، برايم بگو . گفتم : درباره جبر وتفويض [ اختلاف دارند . ] فرمود : پس ازمن بپرس . گفتم : آيا خداوند مردم را مجبور بر گناهان كرده است ؟ فرمود : قهروغلبه خداوند بر مردم بيش از آن است . گفتم : امررا به خودشان واگذارده است ؟ فرمود : قدرت خداوند برآنان بيش از آن است . گفتم :
پس چه چيزى صحيح است ؟ امام دويا سه بار دست خويش را گردانيد ، آنگاه فرمود :
اگر پاسخت گويم ، كافر مىشوى .
هامش
( 1 ) . توحيد ، باب 59 ، ص 363 ، ح 11