تكميل اين قوانين يك سلسله مسائل اخلاقى و احكام عبادى را - كه يك جامعهء صالحه و مدينهء فاضله بدون آن تحقّق نمىيابد - بر آنها مىافزايد ، تا نيازهاى روحى مردم را نيز تأمين كند .
اين نويسندگان مغرض و يا منحرف ، از چنين فرضيّهاى بىاساس به نتيجههاى زير رسيدهاند :
1 - پيامبر كسى است كه از نبوغ سرشار برخوردار است ، و قوم خود را به اصلاح امور اجتماعى دعوت مىكند .
2 - وحى ، همان نقش بستن افكار اصلاح طلبانه در ذهن چنين انسانى است .
3 - كتاب آسمانى عبارت است از مجموعهء افكار بلند و برجستهء او ، به دور از اغراض شخصى و هوسهاى نفسانى .
4 - فرشتگانى كه پيامبران از آنها سخن مىگويند ، عبارتند از : قواى طبيعى حاكم بر اين جهان ، كه امور طبيعى جهان طبيعت را تدبير و تنظيم مىكنند ، و يا قواى نفسانى خاصى هستند كه كمالات را بر نفوس افاضه مىنمايند . روح القدس مرتبهاى از روح طبيعى است كه افكار مقدّس و عالى از آن تراوش مىكند . شيطان مرتبهاى از روح است كه افكار پست و پليد از آن پديد مىآيد ، و انسان را به انجام كارهايى كه جامعه را به تباهى مىكشد ، فرامىخواند . آنان لوح ، قلم ، عرش ، كرسى ، حساب ، كتاب ، بهشت ، جهنم ، و ديگر معارف گرانقدر اديان را نيز آنچنان توجيه مىكنند كه با مطلب كلى موردنظرشان متناسب باشد .
5 - اديان تابع مقتضيات هر عصرى هستند ، و با تحول و دگرگونى هر عصرى ، اديان نيز تغيير و تحول مىيابند .
6 - معجزاتى كه به پيامبران نسبت مىدهند ، خرافاتى مجعول ، و يا حوادثى تحريف يافته است كه به نفع دين و براى حفظ
اعجاز قرآن ( فارسى ) — صفحة 52
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٢