عقيدهء عوام ؛ يا به منظور حفظ موقعيّت پيشوايان دين و رؤساى مذهب ؛ و يا به علل ديگرى از همين قبيل ، توسط عدّهاى ساخته و پرداخته شده و توسط عدهاى ديگر نشر و پخش گرديده است .
نبوّت به اين معنى كه آنان گفتهاند ، به خيمهشببازيهاى سياسى شبيهتر است تا رسالت الهى ؛ و چون بحث و گفتگو در پيرامون اين سخنان پوچ و بىاساس ، از بحث موردنظر در اين كتاب خارج است ، از پرداختن به پاسخ آنها صرف نظر نموده مىگذريم .
فقط در اينجا يادآور مىشويم كه كتابهاى آسمانى و بيانات پيشوايان دين ، به هيچوجه با اين تفسير - كه آقايان « خود روشنفكربين » بيان كردهاند - ، سازش و تناسب ندارد .
ممكن است گفته شود كه صاحبان اين نظريّهها [ به اصطلاح ] دانشمندان و پژوهشگرانى هستند كه مو را از ماست بيرون مىكشند ؛ پس چگونه ممكن است كه حقيقت دين و سخنان پيشوايان دينى را نفهمند ؟ ! در پاسخ مىگوييم كه عينك انسان به هر رنگ كه باشد ، موجودات را به همان رنگ به وى نشان مىدهد .
دانشمندان مادّى نيز ، همه چيز را با عينك مادّيت مىنگرند و چون خود ، مادّى و ماديگرا هستند ، لذا معنويّات و مفاهيم ماوراى طبيعت در نظر آنان مفهومى ندارد ، و هرچه از حقايق دين - كه برتر از مادّه و مادهپرستى است - به گوششان برسد ؛ تا به سطح مادّيت تنزّل پيدا نكند ، براى آنان مفهومى نخواهد داشت . ازاينرو ، همهء معارف عالى و ارزنده را تا سطح مادّيات پايين آورده معناى جامد و راكد و خامدى براى آنها درست مىكنند .
آنچه از اين دانشمندان ماديگرا نقل شده ، نه تنها چيز تازهاى نيست ، بلكه تطور جديدى از يك فرضيّه قديمى است كه مادّيون دنياى باستان نيز همهء حقايق دينى را به امورى مادّى تفسير
اعجاز قرآن ( فارسى ) — صفحة 53
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٣