آنچه را كه بدست آورديم ، بر دانش عرضه كنيم و ببينيم كه دانش دربارهء آنچه مىگويد .
در مورد مسائلى هم كه در اديان ثابت شده ، ولى خارج از جهان طبيعت است ، بايد با الفباى دين بحث و گفتگو كرد ، زيرا چنين مواردى از قلمرو علوم طبيعى خارج است ، و هرگز علوم طبيعى حق ندارد دربارهء مسائل ماوراى طبيعت به بحث و گفتگو بنشيند ، و در نفى و اثبات آنها مداخله كند . بنابراين ، هر دانشمند طبيعى كه بخواهد در زمينهء مسائل ماوراى طبيعت به بحث و تحقيق بپردازد ، از حدّ خود بيرون رفته و سخن بيهوده گفته است ، و حكايت او چون كسى است كه در علم لغت داراى اطّلاع است ، ولى مىخواهد در مسائل آسترونومى [ فلكى ] بحث كند ، و با الفباى لغت ، مسائل فلكى را نفى و اثبات نمايد ! بديهى است كه در اين صورت ، هر خردمندى وى را سرزنش خواهد كرد .
به نظر مىرسد كه همين توضيح مختصر در مورد اعجاز از نظر قرآن ، كافى است و بيش از اين مقدار در اينجا ضرورتى ندارد « 1 » .
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ، ج 1 ، ص 72 و ترجمهء الميزان ، ج 1 ، ص 140 .