تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اعجاز قرآن ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
آنان از نخستين لحظات رسالت ، پيش از درخواست مردم ، مسلّح به معجزه بوده‌اند ؛ چنان كه خداى تعالى دربارهء بعثت حضرت موسى و برادرش هارون ( ع ) مىفرمايد : « همان شبى كه به پيامبرى مبعوث شدند ، با [ عصا و يد بيضا ] مسلّح گشتند . » سپس به آنان گفته شد :
« اذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوكَ بِآياتِي وَ لا تَنِيا فِي ذِكْرِي . »
[ طه ( 20 ) / 42 ] - تو و برادرت با آيات [ معجزات ] من برويد و در ياد كرد من سستى نورزيد . قرآن كريم در مورد حضرت عيسى ( ع ) نيز چنين نقل مىكند : « و فرستاده‌اى به سوى بنى اسرائيل گسيل داشتيم كه مىگفت : من آيتى از ناحيهء پروردگارتان آورده‌ام ، و آن معجزه اين است كه از گل صورت پرنده‌اى را براى شما ساخته ، سپس در آن بدمم تا به اذن خدا پرنده‌اى گردد ؛ و كور مادرزاد و مبتلا به برص را به اذن خدا شفا دهم ؛ و مردگان را به اذن خدا زنده كنم ، و به شما خبر دهم كه در خانه‌هايتان چه مىخوريد و چه ذخيره مىكنيد . همانا در اين معجزات نشانه‌هايى براى شما است ، اگر با ايمان باشيد . » [ آل عمران ( 3 ) / 49 ] در مورد رسول اكرم ( ص ) نيز چنين بوده است كه خداى تعالى قرآن را پيش از اعلان دعوت حضرتش ، به عنوان معجزه ، به وى عطا فرمود . كوتاه سخن اينكه از ظاهر قرآن استفاده مىشود كه ميان حقانيت پيامبر و معجزه‌ها ملازمه‌اى هست ، در صورتى كه عقل چنين تلازمى را در ميان آنها نمىبيند ، زيرا يك دانشمند آگاه ، وقتى معارف ارزشمند يك پيامبر را دريافت و ديد كه وى چگونه با براهين عقلى از مبدأ و معاد سخن مىگويد ، در رسالت او هيچ ترديدى به خود راه نمىدهد ، و هيچ نيازى به معجزه احساس نمىكند . از اين‌رو ، گفته مىشود كه معجزه براى قانع كردن عوام النّاس است ،