تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اعجاز قرآن ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
رساند ، و همو براى هر چيز اندازه‌اى مقرّر داشته است . بخش اوّل آيه كه مطلق و بدون قيد است ، دلالت دارد بر اينكه هركس تقوى گزيند و بر خدا توكّل كند ، خداوند او را كفايت فرمايد ؛ اگرچه اسباب عادى - از نظر ما - بر خلاف آن حكم كند . اين مطلب از ديدگاه قرآن قطعى است ، و مطلق بودن آيات ديگر نيز بدان قطعيّت مىبخشد ، مانند آيات ذيل : 1 - « چون بندگان من سراغ مرا از تو گيرند ، بدانند كه من به آنان نزديك خواهم بود ، و هنگامى كه دعاكننده‌اى مرا بخواند ، دعايش را اجابت خواهم كرد . » [ بقره ( 2 ) / 186 ] 2 - « . . . مرا بخوانيد ، تا شما را اجابت كنم . . . » [ مؤمن ( 40 ) / 60 ] 3 - « آيا خداوند بندهء خود را كفايت نمىكند ؟ ! . . . » [ زمر ( 39 ) / 36 ] اطلاق اين سه آيه ، صدر آيهء مورد بحث را قطعى و مسلم مىسازد ، و نيز ذيل همان آيه ، صدر خود را تعليل مىكند ، آنجا كه مىفرمايد :
« إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ » .
اين جمله به ما مىفهماند كه خداى تعالى به‌طور مطلق ، كارهاى متّقين و متوكّلين را كفايت مىكند ؛ اگر چه اسباب ظاهرى بر خلاف آن حكم كند ، زيرا پس از اين وعدهء تخلف‌ناپذير الهى ، توفيقات صاحبان تقوى و توكّل ، قطعا كار خود خداست . بنابراين ، خداوند دستش باز است و هرگز با آفريدن اسباب و مسبّبات و علل و معلولات - العياذ باللّه - دست خود را نبسته است . فى المثل ، با اينكه او خود ، خاصيّت سوزانيدن را به آتش داده است . ولى هنگامى كه بنده‌اش ابراهيم را به وسط آن انداخته‌اند ، مىتواند اين خاصيت را در اين مورد به صورت تعليق يا تعطيل درآورد ؛ اگرچه اسباب ظاهرى اجازه چنين كارى را ندهد ، چنان كه در داستان يوسف مىخوانيم : « . . . خداوند بر كار خود چيره و پيروز است ،