تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اعجاز قرآن ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
نمىآمد . پس اگر درخت خشكى با معجزهء پيامبرى سبز و بارور شد ، چون موجودى طبيعى است ، بايد علّتى طبيعى داشته باشد ؛ چه ما آن علت را بشناسيم و چه نشناسيم ؛ چه مانند دانشمندان روانكاو ، علّت آن را امواج ناشناختهء الكتريسيتهء مغناطيسى بدانيم و چه در اين باره سكوت اختيار كنيم . قرآن كريم از آن علّت نام نبرده و نفرموده است كه آن يگانه امر طبيعى كه تمام حوادث را - اعم از عادى و خارق العاده - تعليل و توجيه مىكند ، چيست ؟ و چه نام دارد ؟ و كيفيّت تأثيرش چگونه است ؟ البتّه ، سكوت قرآن از تعيين چنين علّتى ، بدان جهت است كه آن علّت ، از غرض و مقصود عمومى كلام خدا خارج است ، زيرا قرآن براى هدايت عموم بشر نازل گرديده و تنها به دانشمندان و كسانى كه از امواج الكتريسيته باخبر هستند ، اختصاص نيافته است . منتهى قرآن كريم بدين حدّ اكتفا كرده و بيان داشته است كه هر حادث مادى را سببى مادى است ؛ ليكن آن سبب ، به اذن خدا ، اين حادث را پديد مىآورد . به عبارت ديگر ، هر حادث مادّى را كه در هستى خود به خدا مستند است - همانطور كه همهء موجودات نيز به او مستند هستند - مجرايى مادّى و راهى طبيعى است ، كه خداى تعالى فيض خود را از آن مجرا افاضه مىكند ، چنان كه قرآن كريم مىفرمايد : « . . .
وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ ، وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ، إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ ، قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً . »
[ طلاق ( 65 ) / 2 و 3 ] - هركس كه تقوى را پيشهء خود سازد ، خداوند راه نجاتى براى او قرار دهد ، و از جايى كه گمان نبرد ، به او روزى عطا فرمايد ؛ و هركس كه به خدا توكّل كند ، خدا او را كفايت نمايد ؛ همانا خدا امر خود را به انجام