اين آيهها ، به خوبى دلالت مىكنند بر اينكه هر چيزى از ساحت اطلاق به مرحلهء تعيّن و تشخّص نازل مىشود ، و اين خداست كه با تقدير و اندازهگيرى خود آنها را نازل مىسازد .
اين تقدير و اندازهگيرى ، پيش از پديد آمدن هر موجود و همراه با وجود آن پديده است ، زيرا چيزى كه در هستى خود محدود و مقدر است ، در تمام روابط و ضوابط خود محدود خواهد بود . همچنين از آنجا كه هر موجود مادّى با مجموعهاى از موجودات مادّى ارتباط دارد ، و آن مجموعه براى اين موجود نظير قالبى است كه هستىاش را تحديد و تعيين مىكند ، نتيجه مىگيريم كه هر موجود مادّى ، به وسيلهء تمامى موجودات مادّيى كه جلوتر از آن و همراه با آن هستند ، قالبگيرى شده ناگزير ، معلول حوادث مادّى ديگرى است .
ممكن است براى اثبات اين مطلب ، به دو آيهء ديگر هم استدلال كرد : يكى آيهء
« ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ . . . »
[ مؤمن ( 40 ) / 62 ] - اين الله ، پروردگار شماست كه آفرينندهء همهء موجودات است ؛ و ديگرى آيهء
« . . . ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها
« * »
، إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ . »
[ هود ( 11 ) / 56 ] - هر جنبندهاى كه وجود دارد ، زمام اختيارش به دست مشيّت اوست ؛ همانا پروردگار من بر راه راست است . اين دو آيه ، به ضميمهء آياتى كه در اثبات قانون عمومى عليّت يادآور شديم ، مطلب را ثابت مىكند ، زيرا آيهء اوّل ، آفرينش همهء موجودات جهان را به خدا نسبت داده است ، كه
هامش
( * ) اخذ بناصيه : گرفتن از پيشانى [ يا ] گرفتن موى پيشانى . كنايه است از صاحب اختيار بودن بهطور تام و تمام . در تفسير شريف منهج الصادقين ، ج 4 ، ص 432 آمده است : اخذ بنواصى تمثيل است بر مالكيت و قادريت او - سبحانه - بر جميع دواب ، و تصرف او در آنها به هر وجه كه خواهد ؛ يعنى او قادر و غالب و مالك است بر همه .