نمىكرد ، و حتّى آن را به كسى نيز نسبت نمىداد .
اين امور ، نه تنها محال نيستند ، بلكه عادت طبيعت نيز آنها را انكار نمىكند ، و چشم طبيعت هر لحظه تماشاگر مشابه آنها در جهان طبيعت است ، زيرا در اين جهان پهناور ، هر لحظه زندهاى مىميرد ؛ مردهاى زنده مىشود ؛ حادثهاى به حادثهء ديگر تبديل مىگردد ؛ خوشىها جاى خود را به گرفتاريها مىدهند ؛ و گرفتاريها جاى خود را به خوشىها مىسپارند . بنابراين ، چشم طبيعت از ديدن اين حوادث كاملا پر است .
تفاوت ميان روال عادى طبيعت و معجزات خارق عادت به قرار ذيل است :
1 - در كارهايى كه بنا به روال عادى در جهان طبيعت انجام مىگيرد ، روابط اسباب و مسبّبات ، و نيز شرايط زمانى و مكانى آنها را مىبينيم ؛ ولى در امور خارق عادت ، روابط اسباب را با آن امور ، و نيز شرايط مخصوص زمانى و مكانى آنها را نمىبينيم .
2 - در حوادث طبيعى ، اسباب تأثير خود را به تدريج مىبخشند ، ولى در معجزات ، اثر آنها فورى و آنى است .
در جهان طبيعت ، تبديل شدن عصا به اژدها محال عقلى نيست ، ولى نيازمند علل و شرايط زمانى و مكانى مخصوصى است ، تا با گذشت زمان ، عصا تبديل به خاك و گياه ، و سپس جزء بدن يك جاندار شود ، و سرانجام ، دوران نطفه و علقه را پشت سر گذارده روزى اژدهايى سهمگين گردد كه بتواند همهء سحرهاى ساحران را ببلعد . البّته ، هرگز ديده نشده كه در روال عادى ، بدون اين شرايط مخصوص ، عصايى تبديل به اژدها شده باشد ، ليكن در مسير معجزه ، نيازى به اين شرايط پيچيده و مدّت دراز نيست ، زيرا « علة العلل » كه همان ارادهء خداست ، همهء آن تأثيرهايى را كه مىبايست در طول قرنها انجام پذيرد ، در يك آن ، به كار مىاندازد ، و عصا را به اژدها تبديل
اعجاز قرآن ( فارسى ) — صفحة 24
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٤