ثانيا آيا حقيقت « معجزه » قانون علت و معلول را نقض نموده استثنائى را اثبات مىكند يا نه ؟
ثالثا نظر شريف قرآن كريم در اين دو مسئله چيست ؟ آيا قانون عليّت عمومى را قبول دارد و به همان معنى كه ما با فطرت خدادادى خود علّتى را اثبات مىكنيم ، او نيز اثبات مىكند يا نه ؟ و ديگر اينكه موضوع معجزه را چگونه توجيه مىكند ؟
5 - در اين نبايد ترديد داشت كه انسان با سرشت خدادادى خود ، براى هر پديده و حادثهاى علتى را اثبات مىكند ، و به خود حق مىدهد كه دربارهء هر حادثهاى كه اتفاق مىافتد ، بپرسد كه اين حادثه چرا اتفاق افتاد ؟ و هرچه به چشمش مىخورد ، در پى كنجكاوى از علت پيدايش آن برآيد ، و هر صدايى كه به گوشش مىرسد ، برگشته از سبب آن بحث و تفتيش كند . اينهمه سعى و كوشش كه آدمى در راه وصول به مقاصد خود دارد ؛ اينهمه آرزو و اميد كه انسان در راه رفع نيازمنديهاى طبيعى ، و غلبه بر طبيعت در مبارزههاى زندگى دارد ؛ اينهمه تعليم و تربيت كه در ميان اين نوع دائر است ؛ اينهمه پيشبينىها و پيشگويىها ؛ و اينهمه كنجكاوىهاى علمى ، همه و همه روى اساس اعتقاد به قانون عليت عمومى است .
هرگز فطرت انسانى حاضر به پذيرفتن پيدايش امرى نيست ، مگر اينكه جريانى قبلا پديد شده باشد كه منجر به پيدايش آن امر گردد . هرگز نفس آدمى رابطه را در ميان حوادث و اجزاى اين عالم قابل بطلان نخواهد دانست . نه تنها انسان ، بلكه حيوانات زبانبسته نيز كه براى سير شدن به سوى علف ، و براى سيراب شدن به سوى آب ، و براى بقاى نسلشان به سوى همديگر متوجه مىشوند ، رابطهء حوادث و اجزاى جهان را ناديده نخواهند گرفت ، و نظام هستى را به دست اتفاق و گزافهكارى نخواهند سپرد .
اعجاز قرآن ( فارسى ) — صفحة 119
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١١٩