فراوانى نقل شده و كتابهاى زيادى به رشتهء تأليف درآمده است .
همچنين در روزنامهها و مجلات و ساير رسانههاى گروهى ، پيوسته اعمال خارق العادهء زيادى از مرتاضان هندى و آفريقايى و اروپايى منعكس مىشود كه جاى شك و ترديد براى احدى نمىماند « 1 » .
هامش
( 1 ) . از حوادث جالب توجهى كه در همين نزديكىها اتفاق افتاد ، نمايش اعجابانگيزى است كه يك مرتاض هندى ، پس از چند روز پخش آگهى در جرايد ، سرانجام ، در استاديوم امجديهء تهران برگزار كرد و تفصيلات آن در جرايد كشور درج شد .
روزنامهء اطلاعات [ در شمارهء 27 خرداد 1337 ش ] مىنويسد :
« ساعت 5 بعد از ظهر ديروز ، برنامهء عمليات مرتاض هندى [ سواى ديومورتى ] در استاديوم امجديه برگزار شد . « مورتى » نخست يك ميلهء دوازده ميليمترى آهنى را به وسيلهء گردن و شكم خم كرد . نوك اين ميله مانند نيزه تيز بود ، و پس از خاتمهء عمليات ، جاى نيزه در حدود يك سانتيمتر در شكم مرتاض گود شده بود .
آنگاه « مورتى » يك تسمهء آهنى شش ميليمترى را به وسيلهء انگشت دور دست خود پيچيد ، و سپس نوبت به پاره كردن يك ورقهء آهن با دست رسيد . ابتدا مشت محكمى به وسط آهن زد ، و سپس با تلاش زياد ، قسمت كوچكى از آهن را جدا كرد .
پس از انجام اين عمليات مقدارى خرده شيشه خورد ، و خردههاى شيشه را زير بدن خود ريخت و روى آن به راحتى دراز كشيد ، و يك ماشين بارى از روى شكم او گذشت و كوچكترين آسيبى به او نرسيد .
آنگاه نوبت گذشتن تراكتور جاده صافكن رسيد . رانندهء تراكتور ابتدا سعى كرد كه از روى تختهاى كه روى بدن مرتاض قرار داشت ، بالا برود ، ولى موفق نشد . تراكتور موقعى كه از تخته بالا آمد و روى شكم مرتاض قرار گرفت ، ناگهان چپ شد و رانندهء آن به طرفى پرتاب گرديد ، و در اين حادثه خطر بزرگى از سر افرادى كه در نزديكى تراكتور ايستاده بودند ، گذشت .
پس از ختم اين واقعه كه به خير گذشت ، مقدارى آتش درست كردند و مرتاض با پاى برهنه ، با موفقيت از روى آن عبور كرد . سپس اتومبيل را به وسيلهء طناب به دور كمر بست و از حركت آن جلوگيرى كرد .
آنگاه يك گارى را كه مقدارى آهن آلات روى آن گذاشته بودند ، با موى سر كشيد و به حركت درآورد .
سپس نوبت به از كار انداختن نبض و قلب رسيد . اين دو عمل نيز با موفقيت