- در چنين مواردى پديده و حادثه را هرگز معجزه نمىناميم ، بلكه معجزه ، به آن امرى مىگوييم كه با اسباب و علل عادى قابل توجيه نباشد ، و بدانيم كه پاى اسباب عادى در تحقق دادن بدان لنگ و ناتوان است .
در عين حال ، هر خارق العاده را هم معجزه نمىگوييم ، زيرا كرامت ، استجابت دعا ، سحر ، جادوگرى ، و امثال آنها عموما خارق العاده هستند ، و در اين صفت با معجزه شريكند ؛ اگرچه فرقهايى با آن دارند .
معجزه يا « آيهء معجزه » ( برحسب اصل تسميه ) چنان كه از لفظش پيداست ، امر خارق العادهاى است كه براى اثبات حق و مقارن با تحدى [ دعوت به مقابله ] تحقق پيدا مىكند ، چنان كه قرآن كريم آن را از جماعتى از انبياء عظام ، مانند : صالح ، موسى ، عيسى ، و غير آنان - صلوات اللّه عليهم - نقل مىكند ، و نيز در مقام اثبات حقانيت خود ، كه كلام خداست ، تحدى مىنمايد .
انبياء معجزاتى را كه مىآوردند ، بدين عنوان بود كه معجزه امرى است كه جز خداى - عزّ و جلّ - همه از آوردن مانند آن عاجزند ؛ و اين ، گواه صدقى بر دعوى ايشان است كه مىگويند از جانب خداى جهان به سوى بندگان او مبعوث و برانگيخته شده ، يا پيغامى آوردهاند .
كرامت ، امرى است خارق العاده كه به واسطهء تقرب در پيشگاه خداوند و لطافت روح و صفاى باطن از انسان صادر مىشود ، ولى نه براى اثبات حق با تحدّى ؛ اگرچه ممكن است حقّى با آن اتفاقا ثابت شود .
سحر ، برحسب متعارف ، امر خارق العادهاى را گويند كه از راه تصرف در مشاعر ادراكى انسان ، محور تحقق پيدا كند . بنابراين ، با قطع نظر از اداراكات انسانى ، تحقق نفسى و واقعى نخواهد داشت ،
اعجاز قرآن ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١١٦