آثار اعجاز را دارا بوده باشد ، و با ضمّ خواصّ اعجاز بدان مورد ، استدلال به تحقق معجزه كرد ؛ كه اين روشنترين راههاست ، زيرا با اثبات وقوع هر چيز ، امكان آن نيز اثبات خواهد شد ، چنان كه در قرآن كريم همين راه پيموده شده است ؛ يا بايد مورد يا مواردى از خارق عادت پيدا كرد كه از نقطهنظر خرق عادت و شكستن نظام معهود طبيعت ، مثل يا نظير معجزه باشد ؛ آنگاه از اين راه كه امكان چيزى ، امكان امثال و نظاير آن را تضمين مىكند ، امكان معجزه را كه خود خارق عادتى است ، اثبات كرد .
چنان كه در بخشهاى ديگر اين كتاب اشاره رفته است ، اقوام و امم انبياى سلف نيز - كه طبق نقل قرآن كريم براى اثبات صدق دعوى نبوت ، از انبياء خودشان معجزه مىخواستند - در واقع ، همين طريق را به كار مىبستند ؛ يعنى امر خارق العادهاى را مىخواستند كه با صدور آن از پيغمبر خدا ، صدق دعوى پيغمبرى او ثابت شود . به عبارت ديگر ، براى نبوت و وحى ، كه خود خارق عادت است ، مثل و نظيرى از خوارق عادت مىخواستند ، تا صحت تحقق وحى و نبوت - كه از جهت حسّ راهى به آن نداشتند - روشن شود .
4 - خصم ما ، كه ثبوت معجزه را انكار مىكند ، تنها حجتى كه براى ابطال معجزه اقامه مىنمايد ، اين است كه ثبوت معجزه ناقض كلّيت قانون علّت و معلول مىباشد ، در صورتى كه ضرورت عقل قضاوت مىكند كه در جهان طبيعت ، پديده و حادثهاى بدون علل طبيعى تحقّقپذير نيست ، و هر موجود تازهاى يك سلسله اسباب و عوامل مخصوص دارد كه وجودش زاييدهء وجود آنهاست .
اكنون اولا بايد ديد كه معنى كلّيت قانون علّت و معلول چيست ؟ و آيا طبق اعتقاد فطرى ما كه هر حادثه و پديدهاى علّت مىخواهد ، علت عادى مىخواهد ، يا اينكه كلا علّتى مىخواهد - خواه عادى باشد يا غير عادى ؟
اعجاز قرآن ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١١٨