براى پيدايش هر چيزى ، چيزهاى ديگرى [ علل ] پيش از آن لازم است كه در اثر برخوردهاى گوناگون آنها ، انواع پديدهها و حوادث نيز مطابق ارتباط مخصوصى به وجود آيند .
ما اگر بخواهيم براى رفع حاجت گرسنگى سير شويم ، بايد نانى به دست آورده بخوريم ؛ يعنى پيدايش سيرى [ معلول ] متوقف است به مجموعهاى از امور و حوادث ، از قبيل : اراده ، جهاز گوارشى ، نان ، زمان ، مكان ، و مجموعهاى از افعال انسان در رابطه با خوردن .
بديهى است اگر اينها را فرض نكنيم ، هرگز معلول - كه خوردن و سير شدن است - تحقق نخواهد يافت ، و به همين قياس است در ديگر مسائل .
هرگز در اين عالم نمىتوان حادثهاى را بىارتباط با زمان و مكان و اجزاى ديگر عالم فرض كرد ، و هرگز ذى شعورى را نمىتوان فرض كرد كه كار زندگىاش را با اراده و شعور از پيش ببرد ، و از اعتقاد به چنين ارتباط و علّيتى سر باززند .
ما از اين اعتقاد فطرى برخورداريم ، و طبق آن ، پيوسته در كارهاى روزمرّهء جزئى ، و همچنين در كنجكاويهاى كلى علمى رفتار كرده علل و عواملى را كه براى حصول هر مقصدى عادتا سببيّت و عليّت داشته باشند ، به كار مىبنديم . البتّه ، گاهى در ميان جريانات حوادث عادى ، حوادث نادر الوجود ديگرى را مىيابيم كه آنها را با علل و اسباب طبيعى عادى ، كه معهود ما مىباشند ، نمىتوان توجيه كرد .
از اهل رياضت نفس ، امور غريب و عجيبى چون :
تحريك اجسام ، شفاى مرض ، جذب و دفع ، و غير آنها سر مىزند كه با وسائل طبيعى توأم نيستند . اين حوادث گرچه در برابر حوادث بىپايان جهان بسيار كم و ناچيز مىباشند ، ولى در جاى خود بسيار زيادند ؛ چنان كه در اين زمينه ، داستانها و حكايتهاى قابل اعتماد
اعجاز قرآن ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٢٠