تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اعجاز قرآن ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
قريحهء آدمى است ، ولى دليلى ندارد كه سخنى فوق توانايى انسان يافت نشود . همانطور كه فى المثل ، لازم نيست سازندهء شمشير ، يا نرد و شطرنج ، و يا فلود ، از همهء شمشيرزنان ، يا نرد و شطرنج‌بازان ، و يا فلودنوازان ماهرتر و چيره‌دست‌تر باشد . بنابراين ، ممكن است شمشيرسازى در شمشيرزنى از همه عاجزتر باشد ، و خود با همان شمشير از پاى درآيد ؛ يا سازندهء شطرنج از هر شطرنج باز ديگرى شكست بخورد ؛ و يا سازندهء فلود اصلا نتواند فلود نوازد . حال مىگوييم با اينكه انسان واضع لغات و واژگان هر زبانى است ، ولى هيچ مانعى ندارد كه خداوند همان لغات را در قالب عباراتى به كار برد كه انسان از آوردن نظير آنها ناتوان باشد . همچنين ، روشن شد كه بلاغت - به معنى واقعى كلمه - وقتى براى انسان حاصل مىشود كه وى اولا به تمامى امور واقعى احاطه و آگاهى كامل داشته باشد ، و ثانيا الفاظ را طورى تنظيم كند كه عينا منطبق بر واقعيت باشد ، و همهء صورتهاى ذهنى گوينده را به شنونده منتقل سازد . در سخن بليغ بايد ترتيب اجزاى الفاظ كه وضعى است ، با ترتيب اجزاى معانى كه طبيعى است ، مطابقت داشته باشد ، تا در نتيجه ، وضع مطابق طبع شود . اين همان تعريفى است كه « شيخ عبد القاهر جرجانى » در كتاب « دلائل الاعجاز » براى كلام فصيح و بليغ آورده است . مهم‌تر اينكه ، بايد معانى - از نظر درستى و استوارى - كاملا متكى بر خارج و منطبق بر واقع باشد ، و هيچگاه از آن تخطّى نكند ؛ همانطور كه بايد الفاظ آئينهء تمام نما و قالب بسيار دقيق وضع خارجى باشد ، زيرا مطابقت اجزاى لفظ با اجزاى معنى شرط اساسى بلاغت است . چه بسا سخنان سست و گزافى كه با بلاغت و شيوايى همراه است ، ولى با واقعيت و سخن جدّى بليغ تطبيق نمىكند ؛ و چه
اعجاز قرآن ( فارسى ) — صفحة 96 | السيد محمدحسين الطباطبائي