تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اعجاز قرآن ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
كسى كه در مجلسى سخن مىگويد ، آغاز و فرجام سخنش يكسان نيست ، و اگر هم در مواردى اين اختلاف براى ما روشن نباشد ، و ما نيز نتوانيم انگشت روى موارد اختلاف بگذاريم ، باز قانون تحول و تكامل اختلاف آن را اثبات مىكند . طبق اين بيان ، اگر سخنى را صددرصد راست ، حق ، قاطع ، و خالى از هرگونه اختلاف و دگرگونى يافتيم كه آغاز و انجامش يكسان ، و همهء جهات بلاغت و جمال در آن ، در حد اعلا بود ، و بدون هيچ ابهامى حكايت از احاطهء علمى به تمام ابعاد واقع داشت ، يقين خواهيم كرد كه اين سخن ، كلام الهى است ، و ساختهء مغز متحوّل و متغيّر و محدود بشر نيست ؛ و اين همان است كه قرآن مىفرمايد : « . . . اگر از جانب غير خدا مىبود ، در آن اختلافات فروان مىيافتند . » [ نساء ( 4 ) / 82 ] قرآن كريم در آيات بسيار ، از اوصاف خود نيز سخن گفته است كه به برخى از آنها ذيلا اشاره مىكنيم : 1 -
« وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ ، وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ . »
[ طارق ( 86 ) / 11 - 14 ] - سوگند به آسمان فروريزندهء باران « * » و زمين شكافنده « * * » كه اين قرآن جداكنندهء حق از باطل است ، و هرگز سخن سست و گزاف نيست .
هامش
( * ) رجع : به فتح راء و سكون جيم : باران كه از پى باران آيد . برخى گويند خداى تعالى از آن جهت باران را « رجع » ناميد كه بايستد ، باز فروريزد ، باز بايستد . برخى ديگر نيز اين وجه تسميه را ناشى از آن دانسته‌اند كه بخار آب پس از تصاعد و تبديل شدن به توده‌هاى ابر متراكم ، دوباره در قالب قطره‌هاى باران به سوى زمين بازمىگردد . اقرب الموارد ، ج 1 ، ص 391 ؛ نثر طوبى ، ج 1 ، ص 291 ؛ و مفردات راغب ، ص 194 . ( * * ) صدع : بر وزن رجع : شكاف در اجسام سخت ، مانند : شيشه ، آهن ، و نظاير آنها . مفسّران گفته‌اند : مراد آن است كه زمين شكافته مىشود ، و از آن گياه و درخت مىرويد ، و نهر جارى مىشود ، و راهها در ميان كوهها پديد مىآيد . مفردات راغب ، ص 284 و نثر طوبى ، ج 2 ، ص 37 .
اعجاز قرآن ( فارسى ) — صفحة 94 | السيد محمدحسين الطباطبائي