تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اعجاز قرآن ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
اين آيه نيز همانند آيات قبلى مبيّن آن است كه نارسايى علم و دانش بشرى ، انسانها را از آوردن نظير قرآن ناتوان كرده است ؛ يعنى آنان به علوم قرآنى احاطه علمى ندارند ؛ مضافا بر اينكه قرآن - بجز معناى ظاهرى - تأويلاتى هم دارد كه جامعهء بشرى بدان دست نيافته تنها خدا آنها را مىداند ؛ نه اينكه انسان توانايى دارد ، و خدا نمىگذارد . بنابراين ، چگونه مىتوان درصدد معارضه با قرآن برآمد ؟ ! همچنين ، خدا در اين خصوص فرمايد : « آيا در اين قرآن دقت و تدبّر نمىكنند ؟ اگر اين قرآن از جانب غير خدا مىبود ، اختلافات بسيارى در آن مىيافتند . » [ نساء ( 4 ) / 82 ] واضح است كه جز خدا كسى قادر نيست كتابى بدون اختلاف تهيه و تنظيم كند ، و تنها او مىتواند كتابى بفرستد كه - از نظر لفظ و معنى - اختلافى در آن يافت نشود . با اين آيه و تعبيراتى « * » نظير : « اگر همهء انس و جن جمع شوند . . . » ؛ « . . . به علم خدا نازل شده است . . . » ؛ و « ليكن آنان احاطهء علمى نداشته و به تأويلش دست نيافته‌اند . . . » ، كلا مسئلهء « صرف » رد مىشود ، زيرا معنى « صرف » اين است كه اگر خدا در دل مخالفان تصرف نمىكرد ، مىتوانستند با قرآن معارضه كنند ، ليكن اين تصرف ، ايشان را از چنين كارى ناتوان ساخته است ؛ در صورتى كه اين آيات ، به وضوح بيان مىدارند كه چنين كارى از حيطهء قدرت مخلوق خارج است . بنابراين ، گفتار كسانى كه اعجاز قرآن را از راه « صرف » دانسته‌اند ، بىاساس است ، و نبايد به آن اعتنا كرد . اينك پس از روشن شدن اين مقدمه ، به پاسخ ايرادهاى ياد شده مىپردازيم :
هامش
( * ) اين تعبيرات ، هريك بخشى از آيه‌اى است ، كه نشانى آنها به ترتيب چنين است : [ اسرى ( 17 ) / 88 ، هود ( 11 ) / 14 ، و يونس ( 10 ) / 39 ]