بنابراين ، عدم توانايى بشر بر مقابله با قرآن ، از آن جهت است كه كلام خداست ، و به تعليم خدا نازل شده است ، نه به تعليم شيطان ؛ چنان كه در قرآن آمده است :
1 -
« أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ ، بَلْ لا يُؤْمِنُونَ ، فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ . »
[ طور ( 52 ) / 33 و 34 ] - كافران مىگويند پيامبر قرآن را از پيش خود بربافته است ؛ نه ، هرگز چنين نيست ! بلكه آنان ايمان نمىآورند . پس اگر راست مىگويند ، سخنى مانند قرآن بياورند .
2 -
« وَ ما تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّياطِينُ ، وَ ما يَنْبَغِي لَهُمْ وَ ما يَسْتَطِيعُونَ ، إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ »
[ شعرآء ( 26 ) / 210 - 212 ] - و هرگز شياطين قرآن را فرو نياوردهاند ، و آنها شايستهء چنين كارى نيستند ، و توانايى انجام آن را نيز ندارند ، كه همانا شياطين از شنيدن كلام خدا ممنوعند .
همانطور كه ملاحظه مىكنيد ، اين آيات دلالت دارند بر اينكه هرگز كسى را ياراى مبارزه و معارضه با قرآن نيست ؛ البته ، نه بدين معنى كه خداوند ارادهء معارضان را متزلزل كرده آنان را از فكر معارضه منصرف مىسازد ، بلكه مقصود اين است كه قرآن از آن جهت معجزه است كه كلام خداست . بنابراين ، ادّعاى مدّعيان « صرف » ، هيچ ربطى به اعجاز قرآن ندارد ، زيرا آنان مىگويند دلها دريد قدرت خداست و خدا آنها را از چنين تصميمى بازمىدارد ، كه در اين صورت ، نه تنها قرآن معجزه نخواهد بود ، بلكه « صرف » ، معجزه به شمار خواهد رفت ! خداى تعالى در اين زمينه نيز فرمايد : « . . . بگو اگر راست مىگوييد ، شما هم يك سوره نظير قرآن بياوريد ، و از هركس جز خدا كه مىتوانيد ، مدد گيريد ؛ ليكن كافران چيزى را كه بدان احاطه علمى نداشته و به تأويلش دست نيافتهاند ، تكذيب و انكار مىكنند . . . » [ يونس ( 10 ) / 38 و 39 ]