گفتار آنان به هذيان شبيهتر بود تا سخن آدميان !
در پاسخ مىگوييم با اينكه نيروى تشخيص در مردم مختلف است ، ولى اين ، تنها راه عموميت اعجاز است ، زيرا آنكس كه فهم عالى و نظر صائب دارد ، عظمت آن را درك مىكند ، و كسانى هم كه پايينتر از او هستند ، مىتوانند به دو مراجعه كنند ؛ و اين شيوهاى است كه وجدان فطرى آن را نيك مىپذيرد و مىپسندد . اگر بنا شود چيزى براى هميشه به عنوان معجزه باقى بماند ، بايد از سنخ علم و معرفت باشد ، زيرا در غير اين صورت ، آن چيز با حوس ظاهرى سر و كار خواهد داشت ، و در نتيجه ، هرگز امكان ندارد كه در همهء زمانها به صورت معجزه مطرح باشد .
[ فى المثل ، عصاى موسى و دم مسيحا و نغمهء داودى براى همهء انسانها و در هر زمانى نمىتواند معجزه باشد ] ، چون هريك از آنها موجودى طبيعى و پديدهاى مادى است ، كه محكوم به قوانين طبيعت است ، و محدود به زمان و مكانى مشخّص . بنابراين ، اگر بخواهيم همهء مردم روى زمين « اژدها شدن عصاى موسى » يا « زنده شدن مردهاى با نفس مسيحايى عيسى » را ببينند ، لازم است همهء مردم را در يك جا گرد آوريم ، كه اين خود امرى غير ممكن است .
حال اگر بتوانيم همه را در يك جا گرد آوريم ، تا صدور معجزه را ببينند ، باز ، اين عمل به مردم يك عصر ارتباط خواهد داشت ، و نسلهاى بعدى از آن محروم خواهند بود ؛ در صورتى كه آنچه از سنخ علم و معرفت باشد ، مىتواند براى همهء نسلها در هر عصر و مكانى معجزه باشد ؛ منتهى ، آنان كه قدرت تشخيص ندارند ، مىتوانند به افراد متخصص و برخوردار از نيروى تشخيص مراجعه كنند ؛ و به همين جهت است كه قرآن معجزهاش را از سنخ علم و معرفت قرار داده است « 1 » .
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ، ج 1 ، ص 57 و ترجمهء الميزان ، ج 1 ، ص 112 .