موارد ، يكسان و در سطحى و الا ادا باشد ؛ مطالب آن در طول 23 سال ، و در اوضاع مختلف القاء گرديده باشد ؛ و در عين حال ، حتى يك حرف آن هم باطل نشدهباشد ؟ ! با اينكه هيچ انسانى در اين مدت به يك حال باقى نمىماند ، و خواه ناخواه دستخوش تغيير و تحول مىشود !
البته ، هيچ عاقلى ترديد به خود راه نمىدهد كه اينهمه مزايا و ويژگيهاى نهفته در قرآن ، ما فوق نيروى بشرى ، و ماوراى وسائل طبيعى و مادى است ؛ و اگر كسى نيروى تشخيص نداشته باشد ، بايد - به حكم وجدان فطرى - به اهل خبره و تشخيص مراجعه نمايد .
در اينجا ممكن است خواننده عزيز بپرسد كه اصرار شما بر عموميّت تحدى و اعجاز قرآن چه فايدهاى دارد ؟ مگر عوام مىتوانند آن را تشخيص دهند ؟ مگر همين عوام نبودند كه در برابر باب ، بهاء « * » ،
هامش
( * ) باب : عنوان و شهرت ميرزا سيد على محمد شيرازى است كه در حدود سال 1260 ه ق دعوى مهدويت كرد . بابيّه و بهائيّه وى را « مهدى موعود » و « نقطهء اولى » و « حضرت اعلى » مىخوانند . او يك بار در فارس و بار ديگر در قلعهء « چهريق ماكو » محبوس شد ، و سرانجام ، پس از شورشهاى پياپى پيروانش در بعضى ولايات ، از جمله :
مازندران و زنجان ؛ به دستور ميرزا تقى خان امير كبير مجلس مباحثهاى بين علماى اسلام و باب در تبريز تشكيل يافت ، و علما حكم به قتل وى دادند ، و در تاريخ 27 شعبان سال 1266 در ميدان تبريز تير بارانش كردند . تعاليم باب ، كه مبتنى بر تبيين اصل رجعت و تأويل معنى بهشت و دوزخ و صراط و ساعت و امثال آن ، و تغيير و تبديل بعضى مناسك و سنن ( مثل نماز و روزه و قبله ) است ، از رنگ آراء صوفيه و شيخيّه و اسماعيليه و غلاة خالى نيست ، و نكتهء جالب آن است كه فكر انتظار « موعود » در اين تعاليم باقى مانده و به صورت بشارت به ظهور موعودى موصوف به عنوان مبهم « من يظهره اللّه » [ كسى كه خدايش آشكار خواهد ساخت ] درآمده است ، و همين عنوان است كه بعد از باب ، يكى از پيروانش به نام ميرزا حسينعلى نورى ، مشهور به « بهاء اللّه » آن را ادّعا نمود ، و آئين تازهاى به نام « بهائى » تأسيس كرد . سيد على محمد شيرازى ، در دو سال و نيم آخر عمر كه ادعاى مهدويت و قائميت داشت ، لقب باب را به ملا حسين بشرويه داد ، و ملا حسين -