روح تقوى و فضيلت در آن محفوظ بوده و پاكى در اصل و فرع آن جريان داشته باشد ؛ آن هم از يك فرد درس نخوانده و مكتب نرفته و بزرگ شده در ميان قومى بىفرهنگ ، به دور از كمالات انسانى ، و آلوده به رذائل اخلاقى ؛ قومى كه غارت و چپاولگرى كار روزانهء آنان ، و زنده به گور كردن دختران و كشتن فرزندان ، مايهء افتخارشان باشد ؛ قومى كه به پدران خود ببالند ؛ و با مادران خود بياميزند ، و به فسق و فجور مباهات نمايند ؛ قومى كه دانش را نكوهش ، و از جهالت حمايت كنند ؛ و در عين پلنگخويى ، از سوى ديگر اقوام مورد تحقير و سرزنش واقع شوند ! روزى زير پاى يمنىها ، و روزى ديگر زير يوغ حبشىها لگدمال گردند ؛ يا روزى در برابر روم سر فرود آورند ، و روزى ديگر فرمانبر فارس شوند !
حال اگر در چنين محيطى آشفته ، يك فرد درس نخوانده ، كتابى بياورد كه آن را مشعل هدايت بنامد ، و در آن قوانينى به وديعت بگذارد كه تمام زندگى بشر را دربر بگيرد ، و سرگذشت اقوام پيشين و پيشگوييهايى در خصوص سرنوشت اقوام آينده نيز در آن باشد ، و همهء آنها مو به مو تحقّق يابد ، و حتّى يك حرف آن دروغ درنيايد ؛ آيا هيچ عاقلى احتمال مىدهد كه اين كتاب ساخته و پرداختهء آن شخص باشد ، در صورتى كه وى درس نخوانده ، مكتب نرفته ، و در ميان چنين قومى بزرگ شده است ؟ !
در جهانى كه همهء موجودات آن دستخوش تغيير و تحوّل هستند ، آيا ممكن است انسانى پيدا شود كه خود جز و اين جهان طبيعت و محكوم به تغيير و تحوّل در آن باشد ، و با اينوصف بتواند در همه شئون عالم بشرى دخالت كند ، و كتابى - مشتمل بر معارف ، علوم ، قوانين ، مواعظ ، امثال ، و قصص - به دنيا عرضه نمايد ، كه در آن از تمامى شئون زندگى سخن رفته و در هر رشتهاى از معارف اظهارنظر شده باشد ؛ حق سخن در همهء
اعجاز قرآن ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦٤