تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
بگوئيم كه اختلاف قرائات مستند به اختلاف و اجتهاد نظر خودشان است ؟ علّامه : نه ، اينطور نيست ؛ ظاهر اختلافشان از نقطهء نظر روايت است . يعنى استناد به رسول الله مىدهند ؛ مثلًا در مَلِكِ يَوْمِ الدّينِ رواياتى داريم كه مىگويند : رسول خدا هم مَلِك مىخوانده‌اند و هم مَالِك ؛ اگر دو روايت متواتر باشد لازمه‌اش اينست . قارى مَلِك بيشتر از مَالِك است ؛ از هفت نفر قارى چهار تايشان مَلِك خوانده‌اند و ما بقى آنها مالك خوانده‌اند ؛ اعتبار هم با ملك مساعدتر است ، به جهت آنكه يَوْم را معمولًا به مالك نسبت نمىدهند به مَلِك مىدهند ، مىگويند : شاه فلان يَوم نه مالك فلان يَوم . مرحوم قاضى رحمةُ الله عليه هم در نماز مَلِك مىخوانده‌اند . و در تفسير « كشّاف » وجوهى ذكر مىكند كه مَلِك أشمل و اعمّ و انسب است . تلميذ : قرّاء سبعه و قرائات متواتره و قرائات شاذّه چيست ؟ علّامه : قرّائى كه قرائتشان را متواتراً به رسول الله مىرسانند هفت نفرند و لذا آنها را قرّاءِ سَبْعَه گويند . اين قرائات سبعه را متواتر مىدانند ، مثل عاصم كه با يك واسطه ، از أمير المؤمنين از رسول خدا روايت مىكند . مثلًا ديگرى از ابىّ و آن يكى از ابن مسعود روايت مىكند ، و البتّه چون واسطه‌ها كم است زود به رسول الله مىرسد . امّا قرائات شاذّه قرائت هائيست كه اساتيد از قرّاء اخذ كرده و براى خودشان قرائت قرار داده‌اند . قرائات شاذّه زياد است ، و از ميان آنها سه قرائت معروف است كه با آن هفت قرائت متواتره مىشود ده قرائت . اين ده قرائت معروفند ، ولى غير از اين سه قرائت شاذّه ، روايات ديگرى كه قسمتى از قرائت‌هاى مختلف را نقل مىكند ، آنها را روايات شاذّه گويند ؛ البتّه شاذّهء غير معروفه .