وحى مىخواندهاند ؛ و از آنها به همين گونه بمردم انتشار مىيافت ؛ و در نتيجه اين وحى با وحى سابق اختلاف پيدا مىكرد . و بنابراين ، علّت اختلاف قرائات مستند به اصل اختلاف قرائت جبرائيل در سنوات عديده مىشود .
تلميذ : آيا هر سالى كه جبرائيل نازل مىشد و همهء قرآن را براى رسول الله تلاوت مىكرد ، رسول الله در يك سال همهء قرآن را براى أمير المؤمنين عليه السّلام ، و در سال ديگر فقط براى ابَىّ ، و در سال ديگر فقط براى زيد بن ثابت ، و همچنين هر سالى فقط براى يكى ديگر از كاتبين قرآن مىخواندند ؟ زيرا ما مىبينيم اين كاتبين در قرائت با هم اختلاف دارند ، و اگر آنچه جبرائيل در هر سال مىآورده است ، حضرت رسول الله براى همه مىخواندهاند ، ديگر نبايد با هم اختلاف داشته باشند ، بلكه بايد در هر سال همهء كاتبين يك قسم بخوانند ؛ و خود كُتّاب وحى قرائتشان در هر سال با قرائت سَنَوات قبل تفاوت كند .
علّامه : بالاخره اين همه رواياتشان متعدّد است و همه جور دارند . فقط در سال رحلت رسول اكرم دارند كه رسول اكرم فرمود : من عمرم تمام شده است ، و شاهدش اينست كه در امسال دوبار جبرائيل بر من نازل شده است و قرآن را براى من دوبار تلاوت كرده است ؛ از اوّل قرآن تا آخر ، و اين دليل بر رحلت من است ؛ و البتّه معلومست كه دو مرتبه تلاوت كرده است ، يعنى به دو كيفيّت . در اين قسمتها كتاب « إتقان » سيوطى بد نيست ؛ در آن اين مطالب تا حدّى كشف مىشود . سيوطى إنصافاً ملّاى زبردستى بوده ؛ در تتبّع و نقل اقوال و روايات بسيار تسلّط دارد ، و در اين امور خيلى مسلّط بوده و صاحب نظر هم نبوده است ، بلكه مسلّط در نقل بوده است .
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 403
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٠٣