تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
رسيده است كه در مصحف او نبود . يعنى ابن مسعود معتقد بود كه اينها از قرآن نيستند ؛ اينها دو تا عَوذَه هستند كه چون حَسَنين عليهما السّلام مريض بودند ، جبرائيل از آسمان اين عوذه‌ها را آورده تا آنها را با اين عوذه تعويذ كنند ، يعنى آن عوذه‌ها را به آنها آويزان كنند و بر آنها بخوانند تا حالشان خوب شود ؛ و بر آنها بستند و حالشان خوب شد . عثمان مىگفت براى مصلحت مسلمانان مصاحف بايد سوخته شود ؛ و ابن مسعود مىگفت همچنين مصلحتى وجود ندارد ، كه به قرآن توهين شود و كتاب خدا همينطور بسوزد . وانگهى كار آسان‌تر به نظر مىرسد ؛ و آن اين بود كه اين مصاحف را در زمين پاكى دفن كنند و يا در مكان مقدّسى بگذارند و يا در آب غرق كنند . اين روايات شيعه است در اين باب . و امّا روايات عامّه مىگويند : قرآن‌ها را آتش نزدند بلكه در ديگ آب جوش ريختند و پختند ، تا حروف و كلمات كه روى استخوان‌ها و لوح ها و كاغذها نوشته شده بود محو گشت .

مصحف أمير المؤمنين عليه السّلام ، و باركردن بر شتر و آوردن به مسجد

در يكى از تواريخ ، گويا « تاريخ يعقوبىّ » باشد ( درست الآن بخاطرم نيست ) وارد است كه چون أمير المؤمنين سلامُ الله عليه بعد از رحلت رسول أكرم بيرون نيامدند از منزل ، چند نفر از وجوه صحابه به خدمت آن حضرت رسيده و استفسار كردند كه چرا بيرون تشريف نمىآوريد ؟ چرا به مسجد نمىآئيد ؟ و به جماعت مسلمين ملحق نمىشويد ؟ حضرت فرمود : من قسم خورده‌ام كه عَبا را بر دوش نگذارم مگر آنكه تنظيم قرآن را تمام كنم و تفسير و تأويل آن را منظّم و مرتّب سازم ! من بحسب قسم خود در اينجا محبوس هستم ! شش ماه طول كشيد ، و سپس حضرت قرآن را منظّم و مرتّب فرموده . بر ترتيب نزول قرآن ، قرآن را منظّم و مرتّب ساخت ؛
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 408 | السيد محمدحسين الطباطبائي