تلميذ : بالاخره بايد اين مسأله حلّ شود ؛ و آن اينست كه ابىّ بن كَعْب تمام قرآن را خودش يك قسم قرائت مىكرده است ، زَيد بن ثابِت نيز يك قسم و أمير المؤمنين عليه السّلام نيز يك قسم قرائت مىكرده اند ؟ و در اين صورت لازمهاش اينست كه در هر سال ، قرآن را براى يك نفر مىخواندهاند ؛ و اگر در هر سال قرآن را براى همه مىخواندهاند بايد در نفس قرائت اينها نيز اختلاف وجود داشته باشد .
علّامه : نه ، ممكنست ابىّ قرآن را يك قسم خوانده باشد و سال آينده يك قسم ديگر خوانده باشد و سال آينده يك قسم ديگر و همينطور ؛ و همينطور هم هست ، چون براى ما از هر يك از قرّاء چند نوع قرائت حكايت شده است ؛ از خصوص ابَىّ مثلًا ، كه در اين سال اينطور خوانده است ، و در سال بعد طور ديگر قرائت كرده است . بعضى چنين مىگويند كه علّت اختلاف قرائات اينست .
ابىّ علاوه بر آنكه در قرائت با ديگران اختلاف دارد ، در بين قرائات خود او نيز اختلاف است . عاصِم دو تا شاگرد دارد ، و هر يك از آنها از اوّل قرآن تا آخر ، قرآن را از عاصم نقل مىكنند ، و در قرائت با هم اختلاف دارند ؛ اين شاگرد از عاصم اين طور روايت مىكند ، شاگرد ديگر از خود عاصم بطور ديگر . و از أمثال ابىّ و عَبدالله بن مسعود نيز همين حرفها هست
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
اعمّ و انسب است نسبت به
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
تلميذ : ممكن نيست كه بگوئيم همانطور كه نحويّين مثل سِيبَوَيه و كَسائىّ و غيرهما روى قواعديكه در دستشان است اختلاف دارند ، يكى شعر عربىّ را بقسمى مىخواند و ديگرى به قسم ديگر ؛ در إعراب اختلاف دارند ، همينطور ابىّ بن كعب و زيد بن ثابت و سائر از قرّاء هم عرب بودهاند ، اهل لسان بودهاند ، از حقيقت علم نحو و ادبيّت و عربيّت مطّلع بودهاند ، و روى زبان مادرى و قواعدى كه در دستشان بوده اينطور مىخواندهاند ؛ و چنين