تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
منسوخ در آمد خودش بيشتر حكم ندارد ، و نمىتواند بيشتر از آمد و زمان خودش حكم داشته باشد ؛ و اين مسألهء تناقض و تضادّ نيست ، بلكه بيان حكم است ؛ و حكمها جور به جور است . و اگر دو حكم در ظاهر هم به صورت تضادّ باشند معلوم است كه تضادّ حقيقى نيست ؛ به اقتضاى مصلحت حكمى آمده است و بعد حكم دگرى آمده است ؛ موطن و مقتضيات عوض شده و حكم نيز تغيير كرده است . و علّت اينكه بعضى اصرار بر عدم نسخ در قرآن كريم دارند اينست كه چنين مىپندارند كه اين مسألهء نسخ ، موجب مسألهء تضادّ مىگردد ؛ و در احكام نبايستى تضادّ وجود داشته باشد . و چون معلوم شد كه مرجع نسخ به آنست كه إحدَى الآيَتَين آمد و مدّت آيهء ديگر را بيان مىكند ، كه وقتش و زمان عملش چه اندازه بوده است ، ديگر مسألهء تضادّ معنى ندارد ؛ تضادّ كجا ، مسألهء نسخ كجا ؟

راجع به آنكه اسلام ناسخ اديان است

تلميذ : دليل بر اينكه قرآن كريم ناسخ تورات و إنجيل مىباشد چيست ؟ علّامه : آياتى در قرآن كريم وارد است كه دلالت دارد بر اينكه شريعت اسلام شريعت جديدى است ، و تشريع آن بتشريع جديد بوده است ؛ مثل آيهء شريفهء :
شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ .
« 1 »
هامش
( 1 ) آيهء 13 ، از سورهء 42 : الشّورى : « خداوند بعنوان تشريع دينى براى شما تشريع فرمود آنچه را كه به نوح وصيّت كرده بود ، و آنچه را كه به تو وحى فرستاديم ، و آنچه را كه به إبراهيم و موسى و عيسى وصيّت كرده بوديم ، و آن اين بود كه دين را بر پاى داريد ! و متفرّق و متشتّت در امور دينى نگرديد ! آنچه را كه مشركين را بر آن دعوت مىكنى ، پذيرش آن بر آنان بزرگ است ؛ خداوند بر مىگزيند از رسولانش هر كه را كه بخواهد و رهبرى مىكند بسوى خود هر كه را كه بسوى او انابه و بازگشت كند . »