و يا راجع به ارث و نزول آيهء
أُولُوا الْأَرْحامِ
؛ چون در به دو اسلام ، مؤمنان از نقطهء نظر روابط دينى از يكديگر ارث مىبردند ؛ و روى اساس اخوّتى كه رسول الله بين اصحاب قرار داده بودند احكام ارث جارى بود ، تا اينكه آيهء أُولُوا الارْحَامِ چون نازل گشت آن حكم را نسخ نمود ؛ و بنا شد بر اساس قرابت رَحِميّت ، افراد از يكديگر ارث ببرند ، نه از جهت اخوّت دينى .
وَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا مَعَكُمْ فَأُولئِكَ مِنْكُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ .
« 1 »
اين آيه مىرساند كه : آنانى كه ارث مىبرند بايد صاحب رَحِم باشند ؛ و اين آيه ناسخ آن حكم اوّل واقع شد .
و آيهء مباركهء :
ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
. « 2 » به خوبى دلالت دارد بر وقوع نسخ ، بدون هيچ محذورى . و شايد از آن هم روشنتر باشد اين آيهاى كه مىگويد : چون آيهاى را بجاى آيهاى تبديل كنيم ، مىگويند : اين پيغمبر افترا زده است ، و به خدا نسبت دروغ داده است :
وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ
هامش
( 1 ) آيهء 75 ، از سورهء 8 : الانفال : « و كسانى كه ايمان آوردند بعد از فتح و مهاجرت كردند و مجاهدت نمودند با شما ، پس آنان از شما هستند . و صاحبان رحم ، بعضى از آنان به بعضى ديگر اولويّت دارند در كتاب خدا ؛ بدرستيكه خداوند به هر چيزى داناست . »
( 2 ) آيهء 106 ، از سورهء 2 : البقرة : « ما هر آيهاى را كه نسخ كنيم و برداريم و يا به فراموشى اندازيم ، مثل آن را يا بهتر از آن را مىآوريم ؛ آيا اى پيامبر ! نمىدانى تو كه خداوند بر هر چيز تواناست ؟ »