تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
هامش
انّيّات و تعيّنات صورت مىگيرد و لذا مىفرمايد : همه بسوى خداى رحمن رونده هستند ، و خدا آنها را احصاء مىكند و مىشمرد ؛ و معلوم است كه آمدن و احصاء كردن و شمردن نسبت به موجودات متعيّنه صورت مىگيرد . دوّم : فنا براى كسانى كه زندگى طبيعى و حيات مادّى و دنيوى خود را از دست داده‌اند ، و عقبات برزخ و قيامت را بعد از اين دنيا طىّ كرده ، و از مقرّبين و مخلَصين بوده ، و در ذات حقّ بمقام فنا باقى مانده‌اند . اينان كه بدن خود را رها كرده و جسمى ندارند ، و برزخ و قيامت را نيز رها كرده ، صورت و نفسى ندارند و در حرم حقّ وارد شده و از همهء تعيّنات گذشته‌اند ، ديگر براى آنها عين ثابتى نيست ؛ انّيّت و تعيّن و اسم و رسمى نيست . و شايد اشاره به اين فنا باشد آنچه را كه شيخ ولىّ الله دهلوى در كتاب « هَمَعات » مىگويد كه : حصول فنا پس از پانصد سال از مردن براى انسان حاصل مىشود . و در اين صورت از فنا ديگر عين ثابتى نيست . و تبديل و تبدّل زيد به مقام فنا ، مثل تبديل و تبدّل پروانه به آتش است و مثل تبديل حبّهء قند به آب و قطره به دريا و كرم آب به پرنده ، و أمثال ذلك كه تبدّل ماهوى و وجودى شده است . پس در اين قسم تبدّل حال به حال با بقاى عين ثابت و انّيَّت نيست مانند قسم اوّل كه چنين بود . در اين قسم تبديل و تبدّل ذاتى صورت مىگيرد ، و چون سگى كه در نمك زار نمك گردد و اصلًا عين و اثرى از او باقى نباشد ، عين و اثرى از سالك راه خدا بعد از موت نخواهد بود .هَنيًا لاربابِ النَّعيمِ نعيمُهم * و لِلعاشقِ المِسكينِ ما يَتجرّعُو ظاهراً آنچه استاد ما آية الله و سَنَد الحقّ و العرفان مرحوم علّامهء طباطبائى رضوانُالله عليه در اين مصاحبات با اين ناچيز كه خوشه چين درياى بيكران علوم ايشان بوده‌ام ، بر آن اصرار دارند و به هيچ وجه من الوجوه ، همانطور كه ملاحظه مىشود ، از آن تنازل نمىكنند ؛ و بعنوان عين ثابت و بقاء مرجع ضمير در هر حال ( براى بقاء نسبت ) بدان ملزم هستند ، همان فناى از قسم اوّل است كه با وجود حيات سالك در دنيا براى او پيدا مىشود ، كه بعنوان حالات يا ملكات براى او محسوب مىگردد . جَزاه اللهُ عَن العلمِ