تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
عامل قسر نيست ؛ طبيعى است . مثل اينكه مثلًا انسان يك تكّه سنگ را كه بالا مىاندازد ، اين سنگ در رفتن بسوى بالا حركت قسرى دارد ، امّا از انسانى كه آن را به بالا پرتاب مىكند قسر نيست ؛ و نظائر اين مثل . ممكنست قوّهء دست بشر به اندازه‌اى باشد كه اين سنگ را كه مىاندازد پيوسته اين سنگ برود ، مانند اين سفينه‌هاى فضائى كه آنها را پرتاب مىكنند ، از جوّ زمين هم مىگذرد . عِلَل و عواملى همراهشان مىكنند كه اينها بهمراهى آنها سير مىكنند ، تا مقدارى كه آن علل كار خود را انجام مىدهند . وقتى كه انجام داد و تمام كرد ، آن سفينه‌ها يا سقوط مىكنند يا مىسوزند و يا به نحوى ديگر از بين مىروند ، و يا در تحت قوّهء جاذبهء ديگرى قرار گرفته ، و در آن مَدار و در تحت آن عامل حركت مىكنند . در امور معنويّه هم نظير همين تقريب را در عدم دوام قسر مىتوان گفت ، كه در معنويّات و رحمات الهيّه ، حركت قسرى دائمى و يا اكثرى نيست ؛ و هميشه عوامل معنوى نيز بر اساس حركات اوّليّهء نفسيّه افاضه دارند .