تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
مخلَص خدا هم بوده باشند * * * .

در اينكه حركت‌هاى مادّيّه و معنويّهء قسريّه ، دائمى نيست

تلميذ : فلاسفه مىگويند : الْقَسْرُ لا يَكونُ دآئِميًّا وَ لا أكْثَريًّا . آيا امتناع قَسْر منافات با خلود در آتش جهنّم ندارد ؟ و آيا اين عدم جواز قسر ، نسبت بحركت‌هاى طبيعى است يا شامل امور معنوى هم مىشود ؟ و آيا امتناع حركت قَسْرى نسبت به متحرّك است ، يا نسبت به محرّك هم اينچنين است ؟ علّامه : ميگويند قسر با عنايات الهى جور در نمىآيد . عنايات الهى چه در ناحيهء توفيقات و افاضات ، و چه در ناحيهء كمالات يا نعمت‌هائى را كه به كسانى مىدهد ، نمىتواند نيمه كاره بوده باشد . خداوند نعمت شكسته و نيمه كاره نمىدهد ؛ آن وقت قَسْراً نعمتى بدهد كه قسراً پس از چندى براى هميشه از او بگيرد ، اين با عنايت الهى جور نيست و مناسب نيست . اينست كه نعمت الهى را بايد دائمى گرفت ؛ اگر نعمتى داده است دائمى داده است و محبوسيّت ندارد . و امّا دربارهء خلود در جهنّم ، آنطور كه توجيه مىكنند اينست كه : نمىشود با مخلّدين در جهنّم ، نعمت قَسْرى بوده باشد . وجودى را كه حقّتعالى ايجاد مىفرمايد ، يا وجودى را كه بيك موجودى خصوصيّتِ وجودى مىدهد ، محبوسيّت ندارد ؛ چند روزى در دست او بوده و سپس از او باز پس بگيرد ، اينطور نيست . اين با عنايت الهى درست در نمىآيد . اينست كه نعمت‌هاى الهى از راه قسر بما نمىرسد ؛ يعنى يك نعمت چند روزى بما داده شود ، و سپس منقطع گردد . پس مخلَّدين در جهنّم از اوّل وهله نعمت‌هاى قسرى نداشته‌اند . امّا حركت‌هاى قسرى نسبت به متحرّك قسر است ، و الّا نسبت به علّتِ