تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
تلميذ : در آيهء شريفهء قرآن كريم داريم :
إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ * أُولئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ * فَواكِهُ وَ هُمْ مُكْرَمُونَ * فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ .
« 1 » در اين آيهء شريفه ،
فَواكِهُ *
عطف بيان است براى
رِزْقٌ مَعْلُومٌ
؛ عباد الله المخلَصين كه فانى در ذات خدا هستند ، چگونه براى آنها جزاى معيّن و با اندازهء مشخّص مقدّر گرديده است ؟ مگر نه آن كسى كه بمقام فنا رسيده است ، تمام نعمت‌هاى الهى بدون حساب از آنِ اوست ؟ چگونه مخلَص شدن با محدوديّت در مزد و جزا و معلوميّت آن سازگار است ؟ علّامه : ظاهراً مراد از معلوم بودن رزق ، اهمّيّتى است كه خود رزق به آنها مىدهد . و اين خودش اميد تحقّقش را دارد . و چون بالاخره بندگان مخلَص خدا بنده هستند و مخلَص ، لذا مقدوريّت و معلوميّت براى آنها و رزق آنها خواهد بود . و اين معنى را بعضى از عرفاء تصديق كرده‌اند و تعبير خوبى هم هست ، كه در نشأهء آخرت هويّت و ماهيّت يعنى ماهويّت اشخاص از بين نمىرود ؛ و عين ثابت آنان باقى مىماند . قاعدةً هم همينجور است ؛ چون گرچه ايشان فانيند ، ولى بالاخره تعيّن و تشخّصى از وجود دارند . و منافات ندارد كه عين ثابت آنان باقى بماند و در عين حال بندگان
هامش
أفضلَ جزآءِ المُعلّمينَ و رحمةُ اللهِ عَليْهِ رَحمةً واسعةً ؛ گرچه از بعضى از عباراتشان استفادهء توسعه نسبت به دو قسم از فنا مىتوان نمود . ( 1 ) آيات 40 تا 43 ، از سورهء 37 : الصّآفّات